Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

تحلیف

سلام

دیشب توی خونه مراسم تحلیف برگزار شد تا صندلیها برگرده خنده. توی اون بچه ها سوگند خوردند که دیگه توی آشپزخونه آب بازی نکنند. نزدیک گاز نیایند. اسباب بازیهاشون رو توی خونه ولو نکنند. شبها قبل از خواب حتما مسواک بزنند . ج.یش هم بکنند. تشویق

گوشه هایی از مراسم تحلیفقهقهه

و دقیقا مثل تمام مراسم سوگندی که تا حالا دیدیم کاملا به سوگندشون پایبند بودنددروغگودروغگو و حتی نگذاشتند امضای پایین سوگندنامه خشک بشه.قهقهه

یه شلوار پیش بندی براشون گرفتم دیشب پرند پوشیده بود و می گفت من پیتر ( نقش مثبت نمایش جادوگر شهر رنگین کمان) هستم. می خوام برم با دزدهای بدجنس بجنگم. بعددیبا تبدیل شده بود به آدم بدجنس . پرند ازش می ترسید هر چی می گفتم اینکه دیباست. می گفت نه این دزد بدجنسهقهقههقهقهه

داشتم لباسهاشون رو جابه جا می کردم. لباسهای کوچک شده خوشگل رو جدا کردم تا براشون نگه دارم. دیبا گفت چرا اینها رو جدا کردی؟ گفتم گذاشتم وقتی بزرگ شدین به بچه هاتون نشون بدم. دیبا گفت مامان ترو خدا بعد از اینکه لباسها رو به بچه هامون نشون دادی نرو پیش خدا!!!!!!!!!!!!!!!!قهقهه

 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

دیریست که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد

 

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٧/٢٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند