Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

ما نبودیم

سلام

آخه مامان آدم رفته باشه خونه خاله آدم توی رشت و همین بغل باشه ٣ روز هم تعطیلی باشه مرتب هم از اونجا اعلام بشه که هوا خوبه. خیلی وقت هم باشه که شمال نرفته باشی دروغگودروغگو باباجون هم به شدت مریض شده باشه و کلا صدا قطع باشه و فقط تصویر داشته باشه گریهچکار می کنی ؟؟؟؟ خوب ما هم شال و کلاه کردیم و سه شنبه ساعت ٣ بعد از ظهر راه افتادیم. بماند که عجب ترافیکی بود که ساعت ١٠ شب رسیدیم رشت.  توی راه پرند ما رو کشت از بس با صدای یکنواخت گفت ج.یش دالم. الان می لیزه و ما مجبور شدیم توی اون ترافیک جاده با بدبختی بزنیم کنار . بعد پرند خانم اون وسط می نشست و برای خودش از مناظر اطراف لذت می برد و گاهگداری هم با آهنگهای ماشینهای اطراف در حالیکه سرپا گرفته شده قری می داد. یکبار هم برای داغتر کردن قضیه گفت پ.ی پ.ی دالم. باز زدیم یه منطقه پرت. بعد بهش گفتم مامان زود باش ج.یش کن . گفت الان پ.ی پ.ی دالم ج.یش ندالم .قهقهه

چهارشنبه رفتیم ساحل حاجی بکنده که با ماشین تا کنار ساحل رفتیم. اونجا داشتند ماهی می گرفتند و برای بچه ها خیلی هیجان انگیز بود. چون وقتی تور اومد توی ساحل ماهیها می پریدند بالا و دیبا معتقد بود که مسابقه پرش هست بین ماهیها.قهقهه براش توضیح ندادم که چه اتفاقی داره براشون می افته چون خودم واقعا عصبی شده بودم. عصبانی

 

پیش به سوی رستوران بر روی آب

پروژه پر کردن دریای خزر توسط شنهای ساحلی - پیمانکار : این چهارنفر

بای بای ما رفتیم . مسابقات قایقرانی برون مرزی . شیطان

جمعه صبح در حالیکه خاله و شوهر خاله رو زابره کردیم ساعت ۶.۵ حرکت کردیم و حدود ١٠.۵ هم خونه بودیم. دیبا توی راه وقتی از خواب بلند شد گفت مامان برای بچگیهام، برای مانی و برای رشت دلم تنگ شده کلافهکلافه عجب سرعتی داشتند این دوروز به حدی سریع گذشتند که ما متوجه نشدیم فقط ٢ کیلو اضافه وزنمون نشون میده که خیلی بهمون خوش گذشته.خجالت دستتون درد نکنه خاله و عموتشویق. دوباره هم می آییم. نیشخند

 خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

ای که مهجوری عشاق روا می داری

بندگان را زبر خویش جدا می داری

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٧/٢٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند