Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

خدایا سرای محبت کجاست؟

سلام

به باباجون میگم میتونی بچه ها رو عصر از مهد برداری؟ میگه باهات چک می کنم. دیبا میگه بابا میشه به بچه ها یه خورده بیشتر درس بدی که ما بریم خونه خاله زیور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قهقهه

به دیبا میگم میدونی چهارشنبه تعطیله؟ میگه آخ جون یعنی ٣ تا فیتیله داریم؟ میگم آره خیلی خوش میگذره. رفته به باباجون میگه ٣ تا تعطیلیم بریم رشت!!!!!!!!!!!! باباجون میگه رشت چکار داری؟ میگه آخه می خواهم از مهد جدیدم برای خاله لیلی تعریف کنم. باباجون میگه خوب تلفنی براشون بگو. میگه نمیشه حتما باید بریم اونجا تا بگم. قهقهه ( استعداد چتر بازی نهفته!!!!!!!!!شیطان)

پرند و دیبا دعوا کردند و صداشون بلند شد. هر دو به اتاقشون تبعید شدند. پرند به دیبا می گفت برم محتم ( محکم ) بزنم توی دهن باباجون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اومده بود می‌گفت تو خیلی بی ادبی که نمیگذاری دیبا کارتون تماشا کنه.قهقهه

از بیرون اومدیم میگم توی پارک دستهاتون کثیف شده زود بشورین آنفولانزای مرغی میگیرید. دیبا میگه مگه مرغی هم داریم؟ میگم آره. میگه پس ٣ تا آنفولانزا داریم : خوکی- مرغی - عیدی ( مقصر مسئول بهداشت است که آنفولانزا و ا.ی.دز رو یک روز درس داد)قهقهه

از اونجایی که ما خیلی با استعدادیمدروغگودروغگو و خیلی به اطرافمون توجه می کنیم متوجه شدیم که دوساله سر کوچه مون یه باغ گل هست. باباجون جمعه یه سر رفت و چندتا گلدون گرفت که متاسفانه گفته بودند از داخل این گلدونهای پلاستیکی مشکی بیرون نیارید که خراب میشه. ما هم دیدیم دوتا پیکاسو داریم توی خونه .تشویق نتیجه رو ببینید. خیلی خوش گذشت به همگی.قلب

 

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی)

فال حافظ امروز

ای دل مباش یکدم خالی زعشق و مستی

وانگه برو که رستی از نیستی و هستی

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٧/٢٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند