Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

موج

سلام

 میگم من با بدبختی گرم گرم به وزن اینها اضافه می کنم بعد توی پارک کیلو کیلو وزن کم می کنندکلافه.

 

پرند جونم

دیبا جونم

یه بعد از ظهر خوب توی پارک. پرند جونم - محمد ابراهیم جونم- دیبا جونم

منهم یه کنار می ایستم و تشویقشون می کنم که روحیه ورزشکاریشون بره بالاابله

دیبا دیروز توی پارک کنار الاکلنگ ایستاده بود و مامانهایی رو که با مشقت بچه شون رو سوار کرده بودند می دید. بهش می گفتند بیا سوار شو . می گفت من فقط با خواهرم سوار الاکلنگ میشم.چشمک ( دیدین داشتن دوتا بچه چقدر خوب و کاربردیه!!!!!!!!!!!!!نیشخندزبان)

دیبا برگشته و میگه مامان دلم برای مامان جان و خاله ها تنگ شده خیلی وقته نرفتیم مشهد هااااااااااااااااقلبقلب. پرند از اون طرف میگه مامان رفتیم مشهد ما رو می بری سرزمین موجهای سبز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قهقههقهقهه( دلبندم این آبی اون آبی نیست)

داشتیم توی خیابون قدم می زدیم. جلوی یه کفاشی دیبا ایستاد بعد توی ویترین یه کفش پاشنه ١٠ سانتی دید و گفت مامان از اینها برای خودت می خری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تعجبگفتم مامان با اینها اون وقت نمیشه توی خیابون قدم زد فقط توی مهمونیها میشه رفت. تازه تو که میدونی پای مامان درد می کنه. راستی یه دونه هم دارم توی خونه. بعد گفت رفتیم خونه بهم نشون میدی؟ گفتم حتما. ماچخدا رو شکر به خونه که رسید فراموشش شد. تعجب می کنم از این بچه چطور هنوز مامانش رو نشناخته که با کفش اسپرت هم نمی تونه درست راه بره اون وقت انتظار کفش پاشنه ١٠ سانتی توی مسیر مهد کودک داره!!!!!!!!!!!!افسوستعجب

داشتم توی آشپزخونه ظرف می شستم یه دفعه باباجون صدا زد این گردنبند رو لازم نداری؟؟؟؟؟ برگشتم می بینم گردنبند سرویس طلا رو پرند انداخته گردنش بعد می‌خواهد در بیاره نمیتونه قفلش رو باز کنه. گفتم از کجا آوردی ؟ گفت دیبا برام گذاشته هورا. طبق معمول پرند عروس شده بود و دیبا تزئینش کرده بود.قهقهه به نظر خودم خیلی جای امنی قایمشون کرده بودم.چشمک

راستی اگه ما رو دوست دارین و فکر می کنید ما جالبیم یه سر اینجا بزنید و بهمون رای بدین. ممنونیم.قلب

خداحافظ  بیاعلی (یا علی )

فال حافظ امروز

من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم

صدبار توبه کردم و دیگر نمی کنم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٧/۱٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند