Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

ماجراهای من و رئيس

سلام

از وقتی دیبا و رئیسم با هم ملاقات کردند من حسابی سوء استفاده می کنم. چند شب پیش کارهای شرکت را برده بودم خونه . دیبا هم گیر داده بود که من می خواهم توی کامپیوتر عکسهایم را ببینم منهم به شدت با کامپیوتر مشغول بودم . بهش گفتم دیبا من باید کارهامو انجام بدهم. رئیسم فردا دعوام می کنه. حالا فکر می کنی به من چی میگه؟ دیبا صداشو کلفت کرد و گفت : خانم .... چرا کارهاتون را انجام ندادین ؟ و بعد هم به باباجون منتقل کرد . منهم از فرصت استفاده کردم و گفتم خوب خودت می دونی پس برو بازی کن و مثل یک بچه خوب رفت و سرش را به بازی گرم کرد.   

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۳/۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند