Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

هر دم از این باغ بری می رسد

سلام

عجب هفته ای بود این هفته. همین جور از زمین و آسمون خوشی برامون میاد. باید از سه شنبه هفته قبل بگم که وقتی بچه ها رو گرفتم خاله زیور گفت غروب با من تماس بگیر. من که داشتم از شدت دلهره ( فضولی شاید ؟؟؟؟) سکته می کردم گفتم در مورد بچه هاست گفت مستقیم نه و  گفت که قراره مهد تعطیل بشه. منهم به محض اینکه بچه ها پریدند داخل استخر تماس گرفتم و در جریان قرار گرفتم که موضوع چی هست. مدیرشون هم با کمال تاسف این قضیه رو برام تعریف کرد و نتیجه اینکه افتادیم دنبال مهد کودک. رفتم یه جا که قراره تازه افتتاح بشه خیلی همه چیز خوب بود فضا، برنامه کاری ولی متاسفانه یه مدیر دست و پاچلفتی و کم سن و یه مدیر داخلی پررو و بی تجربه داشت که در تمام مدتی که داشتم باهاش صحبت می کردم در حال برآورد بودم که روز دوم باهاش کتک کاری می کنم یا در پایان هفته اول ؟؟؟؟؟؟؟ بعد هم به من گفت همین الان ثبت نام کن که گفتم الان نمی تونم. گفت پس تا چهارشنبه بیا چون من کلی لیست انتظار دارم!!!!!!!!!!! رفتم یه جای دیگه که مدیرش یه خانم مسن بود و تمام مدت احساس می کردم افسردگی از در و دیوار این مهد داره میریزه. توی کلاس موسیقی با مامانهایی که بودند صحبت کردم و 2 تا مهد دیگه معرفی شد که اونها هم چنگی به دل نمی زدند. منهم متاسفانه دوتا پروژه مزخرف روی دوشم هست و اصلا نمی تونستم تمرکز کنم روی کارها و تا همین الان هنوز هیچ کار مهمی در موردشون انجام ندادم. خلاصه افسردگیم بدجور زده بود بالا به نحوی که دیروز صبح که با مربی دیبا صحبت می کردم ناخودآگاه اشک می ریختم. آخر وقت دیروز مدیرشون گفت یه جا دیده که احتمالا مهد رو به اونجا منتقل می کنه. امروز ساعت 5/9 خاله زیور خبر داد که اوضاع روبه راه شده و عصری هم مدیرشون گفت که به امید خدا از 4 مهر توی محل جدید مستقر می شن. دیبا از اون مهد جینگولیه خوشش اومده بود چون اونجا اتاق خواب نداشت و لازم نبود ظهر بخوابه!!!!!!!!!ولی یه برنامه حرکات موزون داشتند که من پرسیدم ایا منظورتون باله هست و فرمودند که خیر رقص هست اونهم  دو روز در هفته !!!!!!!!که دیبا گفت مامان باهاشون صحبت کن که به من رقص دخترونه یاد ندهند من رقص پسرونه دوست دارم!!!!!!!!!!!!

امروز صبح هم که پرشین بازی دراورد از همین تریبون اعلام می کنم که برای این مواقع در بلاگ اسپات یه جا گرفتم که اگر بخواهد دوباره این شرایط تکرار بشه اونجا خواهم رفت.

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

ببرد از من قرار و طاقت و هوش

بت سنگین دل سیمین بناگوش

 

 

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٦/٢٤ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند