Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

آنجلا

سلام

یکی بود یکی نبود یه دختر خوبی بود به نام کتی . یه خواهر کوچولو هم داشت به نام بتی. کتی خیلی مهربون بود به مامانش کمک می کرد مواظب خواهر کوچولوش بود. منهم خیلی به مامان کمک می کنم. تشویقیه همسایه داشتند به نام آنجلا که خیلی دختر بدی بود. ولی من دختر خوبی هستم . قلبهمه اش مامانشو اذیت می کرد. من مامانم رو اذیت نمی کنم. بغلشبها دندونشو مسواک نمی زد. من دندونم رو مسواک می زنم .ماچیه روز دندونش درد گرفت. آخه دندونش خراب شده بود. خیلی گریه کرد مامانش بردش دکتر. ولی من  اگه دندونم درد کنه دکتر نمیایم  .عینک ( قرمزها رو از زبون پرند بخونید)

جلسه هشتم استخر هم دیروز با مراسم باشکوه افطاری برگزار شد. خدا رو شکر فقط یه ربع از وقت رو توی دستشویی گذروندیم ( آخه روزهای قبل نیم ساعت توی دستشویی بودیم ٣ نفر هستند دیگه هر کدوم ٣ بار برن میشه نیم ساعت). دیبا چون ظهر توی مهد نخوابیده بود بعد از خوردن مقادیر متنابهی پلو گفت دلم درد می کنه. ما هم کلی نگران و چای نبات بیار بعد گفت فکر کنم به خاطر اینکه خوابم میاد دلم درد گرفته و بدین سان بود که ما بالاخره بلند شدیم  و اومدیم خونه.

روی اوپن آشپزخونه یه بسته از این نباتهای چوبی بود. دیبا گفت اینها چیه؟ گفتم نباته که مثل آب نبات بهش چوب زدن . گفت پس میشه بهش گفت آبنبات چوبی؟ گفتم نه. گفت پس بهش بگم نبات چوبی ؟ گفتم آره میتونی اینطوری صداش کنی.ابله

 

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش

وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٦/۱۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند