Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

توزین

سلام

داشتم خودمو وزن می کردم پرند هم اومد که وزن کنه. یه دور ایستاد اون بالا . بهش گفتم چند کیلو هست. بعد گفت حالا گوبولمو ( ق.م .ب.ل) وزن کن . داشتم فکر می کردم که باید چکار کنم که خودش نشست روی ترازو و گفت حالا چنده ؟؟؟؟؟؟قهقهه

بالکن  ( ولی توی خونه حیاط صداش می کنیم شیطان)

صبح موقع لباس پوشیدن طبق معمول سوژه داشتم یه جلسه خیلی مهم داشتم که باید بهش می رسیدم. دیبا یه سارافون مخمل برداشت که با یه بلوز آستین بلند بپوشه . بهش گفتم همون سارافون تنها کافیه گفت نه مانی به من می خنده و میگه این چه طرز لباس پوشیدنه. بلوز بهش دادم ولی گفتم حواست باشه اگر گرمت شد بگو خاله بلوزتو در بیاره. رفتم به پرند گفتم بیا لباستو بپوش. یه پیراهن بود گفت نه نمی پوشم. گفتم چرا؟ گفت آخه مانی و حسام به من می خندندقهقهه

 

خداحافظ  بیاعلی(یاعلی)

فال حافظ امروز

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٥/٢٦ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند