Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

مزه صورتي

سلام

ساعت ۳ صبح بیدار شد و گفت شیرکاکائو می خوام. دیشب برای چکاپ رفته بودیم دکتر و توی ماشین خوابش برد در نتیجه شام نخورده بود. منهم دلم برایش سوخت و بهش گفتم می خواهی غذا بخوری اونهم برخلاف همیشه قبول کرد. رفتیم و غذا گرم کردیم و خورد . گفت خدا را شکر . بعد هم نوبت دارو خوردن شد. بعد از خوردن داروی بد مزه گفت به به . مامان این دارو مزه صورتی میده !!!!! و به عشق رفتن به سرزمین عجایب خوابید . صبح که بیدار شدگفت مامان من دوست دارم با تو برم سرزمین عجایب . بهش گفتم امروز با خاله های مهد برو و قول دادم که حتما یک روز با دوستش نارگل بریم .

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۳/۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند