Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

قدم زنی

سلام

چند روزی به دلیل تمام شدن بیمه ، ماشین نداشتم. دوشنبه که رفتم سراغشون فراموش کرده بودم ماشین بگیرم. بهشون گفتم تا جلوی آژانس پیاده بریم. اونجا که رسیدیم گفتند که همینطوری پیاده بریم. کلی هم خوششون اومد. دیروز هم دوباره گفتند که پیاده بریم اما اینبار مسیر رو عوض کردم که تنوع هم داشته باشه. کلی ذوق زده شدند. کلی با هم دویدیم و شعر خوندیم. امروز صبح توی پارکینگ میگن اصلا ماشین نبریم هم الان پیاده بریم هم بعد از ظهر ( نه اینکه صبحها خیلی زود میام سرکار حتما باید پیاده روی هم بکنم)

بررسی اخبار روز

ببینیم این روزها چه کتابهای جدیدی چاپ شده

 

دیشب یکباره صداشون قطع شد. رفتم توی اتاق پرند خانم و دیبا خانم سخت مشغول بودند و گفتند که از این کرم که درش آبی هست زدیم به صورتمون که شب می خوابیم پوستمون کج نشه!!!! ( خدا رحمتت کنه لوسیون بدن نیوا که به خیر و خوشی تمو شدی) 

 

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٥/۱٤ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند