Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

عدس

سلام

باباجون یه جمله ای داره که وقتی پرند، دیبا رو اذیت می کنه به کار می بره و اون اینکه دیبا جون تو که میدونی عقل پرند اندازه یه عدسه ( قبلا ماش بود حالا بزرگتر شده !!!) پس خودتو ناراحت نکن. دیبا هم از پرند مرتبا می پرسه اصلا تو میدونی عقلت چقدره و پرند هم بهش می خنده. توی مشهد پرند می گفت مامان ، باربد ( پسر عمه شون که ٣ ماه از پرند کوچیکتره ) هم مثل منه بهش میگم عقلت چقدره بهم می خنده ( ضعیف پیدا کردیم !!!)قهقهه

خانمهای ترسناک در رستوران بادکنکی

 

شونه براشون خریده بودم. دیبا یه دندونه شونه شو شکسته بود . به خاله سمیرا گفت این شونه بزرگ شده دندونش افتاده قهقهه

یه بعد از ظهر خوب خونه خاله مریمی که ١۵ سال بود ندیده بودمش. (خونه یه خاله روانشناس و یه عموی باستانشناس هرکاری دلمون خواست کردیم) به زور از این خونه اومدیم بیرون با این وعده که از این به بعد هربار رفتیم مشهد حتما اینجا هم بریم. خاله آماده باشابله

خونه اون خاله مریم دیگه که ٢۵ ساله با هم دوستیم. شما در تصویر بهار جونم رو می بینید که ازوقتی رفتیم خونه شون دائم مشغول قر دادن بود. بعد پرند دیگه طاقتش تموم شد بلند شد و یه چرخی زد و نشست. بهش هم می گفتم می خواهم ازت عکس بگیرم کلی ژ‍ستهای خوشگل می گرفت بغل

درشکه سواری در طرقبه

 

فانوس دریایی بوستان بندرگاه ( مجاور همون بوستان آب و آتش)

 

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

دیدی ای دل که غم عشق دگرباره چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٥/٤ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند