Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

صورتی

سلام

من یک مقدار رنگها را برای دیبا زود شروع کردم و در نتیجه یاد نمی گرفت . منهم بیشتر برایش نگران می شدم. یک روز لباس زرد پوشیده بود . بهش گفتم دیبا جون بلوزت زرده .

  • دیبا بلوزت چه رنگیه ؟ زرد
  • دیبا این چه رنگیه ؟ زرد
  • دیبا بلوز زرد پوشیده.

دیگه خاطر جمع شدم که رنگ زرد را می شناسد. بعد از چند لحظه با حالت استیصال به بابا گفت : بابا بلوزم آبیه!!!! و من در آن لحظه به یاد رنجی افتادم که گالیله کشید تا ثابت کنه که زمین دور خورشید می گرده.

یک روز هم بردیمش دیزین و سوار تله کابین شد. اونجا کلی در مورد برف باهاش صحبت کردیم که سفیده و اونهم قبول کرد. فرداش توی ماشین بودیم از دیبا پرسیدم : مامانی برف چه رنگیه ؟ صورتی  . این موضوع تقریبا مربوط به آبان سال ۸۵ بود. چند روز پیش سوار یک ماشین شدم . وقتی که دیبا را از مهد گرفتم راننده آژانس پرسید : خانم دخترتون هنوز هم فکر می کنه برف صورتیه ؟ ظاهراْ اون روز که من شدیداْ مشغول سروکله زدن با دخترم بودم اون آقا هم به عوض رانندگی چهار دونگ حواسش به ما بوده.

البته بالاخره دیبا جون رنگها را به بهترین وجه ممکن یاد گرفت و وقتی که آذرماه برای پایش رشد رفته بود حتی رنگ بنفش را هم می شناخت که خانم روانشناس از استعداد بچه کلی ذوق کرده بود و لی نمی دونست که من بیچاره توی این مدت چقدر حرص خوردم.

خداحافظ بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

سحرگه ره روی در سرزمینی

همی گفت این معما با قرینی

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۳۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند