Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

آموزش

سلام

دیبا اومده میگه مامان ما رو به جای پارک بردن بهمون غذاخوردن یاد بده !!!!!!! میگم مگه تو هیچوقت سر سفره میشینی که من غذا خوردن بهت یاد بدم. مگه تو هیچوقت شده خودت بیایی و غذا بخوری. همیشه که باید بریزن توی حلقت !!!!!!تحقیقات نشون داد که توی مهد داشته غذا می خورده و توی سفره می ریخته بعد بهش گفتن که مگه مامانت بهت غذا خوردن یاد نداده !!!!!!!!!!!!!!!!!

با پرند داشتیم کتاب می خوندیم یه تمساح بهش نشون دادم گفتم این چیه. گفت باید براش شعر کیم چیم دم دارم رو بخونم !!!!!!!!!!!!

یه روز دیبا می خواست بیاد شرکت. بعد خاله زیور بهش گفت اونجا همکارهای مامانت سیگار میکشند اون وقت تو سرفه می کنی و مریض میشی. این موضوع گذشت. پریروز می گفت مامان من و پرند رو ببر شرکتتون بعد ما یواشکی میریم تموم سیگارهای همکارهات رو میشکنیم که اونها دیگه نتونند سیگار بکشند ( خدا سایه روزنامه فروشی روبه روی شرکت رو از سر همکارهای ما کم نکنه!!!!!!)

شعر جدید : دموخراسی بینی ( دموکراسی دینی) - توسیه (توسعه) به سبک چینی- پیتزای قرمه سبزی

خداحافظ  بیاعلی( یاعلی)

فال حافظ امروز

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

غمهجران تو را چاره زجایی بکنیم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۳/٦ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند