Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

یه روز خوب

سلام

چهارشنبه دیبا رو بردم کلاس. خدا رو شکر مشکلی نبود جز ساعت معلم مربوطه که دیبا کلی درگیر شده بود که شبها که می خوابه این ساعت رو چطوری از دستش در میاره. چون ساعت بند فلزی بود و دوستانی که با من آشنایی دارند می دونند که دیدن فلز هم باعث کهیر زدن من میشه چه برسه به استفاده ازش. در نتیجه اینهم از اون چیزهایی هست که دیبا و پرند دست من هرگز نخواهند دید. در ضمن دیبا توی این جلسه نتیجه گرفت که از سنتور بیشتر خوشش میاد. و فعلا به تنبک کاری نداره. بعد پرند رو برداشتیم و  رفتیم پارک. کلی بازی کردیم و بعد رفتیم خوراکی گرفتیم و اومدیم روی اون میزهایی هست که شکل توپ فوتباله ( مخصوص شطرنج) خوراکی خوردیم و با باباجون هم قرار گذاشتیم که بریم برای بچه ها تشک بخریم. بخاطر همون موضوع خانم بیزیسی (بهزیستی) . تا اومدیم که بریم سراغ باباجون یه دختر خانمی با یه کیسه زردآلو اومد سراغمون و به بچه ها تعارف کرد. اونها هم برداشتند و تشکر کردند و دیبا بهش گفت چقدر هلوهاتون خوشمزه بود. و من خودم رو لعنت کردم که چرا اینقدر درگیر ا.ل.گوی م.صرف شدم که میوه فروشیها رو چک نکردم . بعد دیبا توی فروشگاه به فروشنده گیر داده بود که چا اسمت عباسه ؟؟؟؟ و خلاصه ما تا خونه درگیر اسم عباس آقای تشک فروش بودیم.

۵ شنبه صبح پارک چیتگر یه دوچرخه سواری حسابی و بعد هم نمایشگاه هوایی.

میز توپ فوتبال

میز توپ فوتبال

 

پارک چیتگر

پارک چیتگر

خواهر کوچولوی فرانکلین

کتاب خواهر کوچولوی فرانکلین تقدیم به دوستان گلی که قراره به زودی صاحب خواهر کوچولو بشن و من متاسفانه هنوز موفق نشدم که با مامانشون صحبت کنم. قلب

خداحافظ  بیاعلی( یاعلی)

فال حافظ امروز

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

 

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٢/٢٦ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند