Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

خانم بیزیسی

سلام

داشتم ملافه هاشون رو آماده می کردم که امروز ببرند مهد. دیبا گفت مامان تشک هم برام بگذار. گفتم کی گفته ؟ گفت خانم بیزیسی ( بهزیستی) . اون روز اومده بود گفت که بچه ها باید تشک ببرند.

پرسیدم دیبا برای ناهار چی می خوری گفت قرمه سبزی. گفتم سبزی ندارم دروغگومی خواهی برات کرفس بگذارم؟ یه خورده فکر کرد. گفت نمی خواهد سبزی توش بریزی فقط آب و گوشت و قرمه بریزی کافیه. بعد پرسید کی بهت یاد داده که قرمه سبزی رو اینطوری بپزی ؟ گفتم مامانم. گفت بعدا به من هم یاد می دی ؟ گفتم آره وقتش بشه همه چیز رو بهت یاد میدم. ماچبغل

پرند نشسته بود سر غذا. پرسید این چیه؟ گفتم آلبالو پلو دوست داری برات بریزم؟ گفت آره. اولین قاشق رو که خورد گفت مرغشو نیخام . لوبیاشو (آلبالو) نیخام. فقط قرمزشو ( پلوهای مخلوط با شربت ) بهم بده. خوشمزه

دیشب بردیمشون یه دوری بزنیم. هنوز به سر کوچه نرسیده بودیم هر دوتا خوابیدند. بعد هم که گفتیم اگر خوابتون میاد برگردیم خونه دیبا گفت آخه این موقع شب وقت بیرون رفتنه ؟؟؟؟؟؟ بعد یه آقای محترمی وسط میدون ونک یه حالی به پراید داد. باباجون پیاده شد و داشتند با هم بررسی می کردند که چی شده . دیبا گفت عجب آدم خوبی!!!! از پشت زده به ماشین، بوق هم می زنه تازه راهش رو هم گرفته که بره. بچه پر رو!!!!!!!!!! ( موضوع خیلی شدید نبود. منهم راننده نبودم)

خاله دلارام جون قدم نورسیده مبارک. امیدوارم که قدم نی‌نی برای شما عمه مهربون و پدر و مادر محترمش پر از خیر و برکت باشه.  

خداحافظ  بیاعلی( یا علی )

فال حافظ امروز

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند زمن

ور بگویم دل بگردان رو بگرداند زمن 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٢/۱٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند