Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

عافیت باشه

سلام

دیبا داشت بازی می‌کرد یکمرتبه عطسه کرد. پرند گفت عافیت باشه دیبا جون!!!! من گفتم سلامت باشی پرند جون گفت نه دیبا جون عافیت باشه!!!!!!من سلامت نباشم !!!!!!!!

دیروز بالاخره طلسم شکست و توت فرنگی گرفتم. رفتیم خونه دیبا گفت میخواهم توی حیاط بازی کنم. بهش گفتم نمیدونی که برات چی گرفتم. گفت چی گرفتی ؟؟ گفتم توت فرنگی. اینقدر هیجان زده شد و منو تحویل گرفت که حد نداشت دروغگوگریهدروغگو بعد گفت خوب حالا برو از بالا کلید انباری رو بیار دوچرخه سواری کنیم. با کلی ترفند آوردمشون بالا. دیبا گفت به نظرم بیا اینها رو با خودمون ببریم حمام . چون به نظرم خیلی کثیف هستند منهم یه خورده سرما خورده هستم اینها رو اگر کم بشوری اذیتم می کنند برای همین زیاد بشورشون که برام مشکلی پیش نیارن. در آخر که لطف کرد و یه دونه خورد گفت مامان  تو هم بلد بودی توت فرنگی درسته کنیگریهگریه

صبح باباجون زودتر رفت که ماشین رو بزنه بیرون . دیبا پرسید مامان مگر با ما نمیایی؟ گفتم اگر من نیام پس کی شما رو ببره مهد ؟ پرند گفت خودت باید بیایی شما رو ببری مهد.ماچخنده

سفارش امروز : مامان میشه برای من یه داروی عطسه زرد بخری ؟؟؟؟ چون من از  داروی سرفه سبز خوشم نمیاد.خوشمزه

خر می کنیم: مامان میشه مداد رنگیمو ببرم مهد. آخه مانی خیلی دلش برای مداد رنگیهای من تنگ شده ( مانی مدادرنگیهای تو رو از کجا دیده دختر !!!!!!!) 

شعر جدید

ای ایران ای مرز پر گهر   ای خاکت بر سر چشمه هنر

 

خداحافظ بیاعلی ( یا علی)

فال حافظ امروز

باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش

وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٢/٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند