Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

فرشته

سلام

دیروز فرصتی شد و رفتیم پارک. قبل از رفتن داشتم آذوقه راه بر می‌داشتم یه مرتبه دیدم دیبا با مسواک و خمیر دندونش اومد که اینها رو برام بگذار داخل یک کیسه. گفتم چرا؟ گفت آخه میخوام توی پارک مسواک بزنم. گفتم کجاش اونوقت؟؟؟ گفت توی دستشویی پارک. گفتم آخه تو برای کاری که اونجا باید انجام بدی هم پاتو نمیگذاری بچه (آخه یه بار رفتیم و ج.ی.ش داشت بعد ما اومدیم خونه تا خونه بره دستشویی چون اونجا یه نفر با کفش گلی رفته بود و این می‌گفت کثیفه من نمی رم) بعد می خواهی بری مسواک بزنی؟؟ بالاخره راضی شد که وقتی برگشت خونه مسواک بزنه.

داشتم پرند رو می خوابوندم بهم گفت پرند ما هل داره رو بخون. شروع کردم که پرند ما هل داره   نمک و فلفل داره. راستی پرند نمکهات کجاست؟؟ زبونشو در آورد و گفت اینجاست.ماچ ( منهم همین عقیده رو دارم قشنگم بغل)

باباجون داشت یه موضوع رو برام تعریف می کرد و حواسش نبود که چهارتا گوشی که سخت حواسشون به بازیه مشغول شنیدن حرفهای ما هستند. بعد از چند لحظه دیبا گفت بابا از این به بعد بهت میگیم گ.ن.ده ب.ا.ق.الی !!!!!!! ( موضوع اصلا ربطی به ف.و.تبال نداشت!!!!!!!! ) 

شعر هفته :

آخه مگه فرشته هم دست پا شکستن بلده یول

آدم میتونه به باشه مگه فرشته به بهه ابلهفرشته

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

دل و دینم بشد و دلبر بملامت برخاست

گفت با ما منشین کزتو سلامت برخاست

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٢/۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند