Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

دیگران - پرند

سلام

حدود ٢ سال قبل با دیبا دچار یه مشکلی شده بودم که مرتب می گفت گنجشکها اومدند روی کتابخونه توی اتاق و من رو به شدت دچار وحشت کرده بود. اون زمان هم من مرتب به یاد فیلم دیگران می افتادم و خدا رو شکر که بعد منشاء کار رو پیدا کردم. دیروز توی آشپزخونه مشغول کار بودم یه مرتبه پرند اومد و گفت مامان اون آقاهه رو ببین.یول به جایی که اشاره می‌کرد نگاه کردم و خوب چیزی نبود. گفتم کدوم آقا؟ گفت همون که رفته پیش خدا. گفتم داره چکار می کنه؟ گفت داره شیشه ها رو تمیز می‌کنه. حالا از دیروز دوباره رفتم تو حس وحشت. سری قبل حداقل گنجشک بودند ولی نمی دونم حالا با این آقاهه چکار کنم.ابله

دیروز دوتایی داشتند گوجه فرنگی می خوردند . پرند مقدار زیادی روی مبل ریخت. باباجون گفت دارین چکار می کنید حواستون هست ؟ دیبا خیلی خونسرد گفت ناراحت نباش باباجون بعدا می شوریمشون.

امروز صبح بچه ها هنوز خواب بودند و من دلم نیومد بیدارشون کنم قرار شد باباجون ببردشون. ساعت ۵/٨ تلفنم زنگ خورد و باباجون عصبانی گفت با دیبا صحبت کن. دیبا هم نعره زنون که تو چرا رفتی ؟؟ همین حالا بیا خونه. من فقط با تو می روم مهد. با کلی صحبت بالاخره راضی شد که بره و منهم به این نتیجه رسیدم که دیگه زود نیام شرکت.

خداحافظ  بیاعلی(یا علی)

فال حافظ امروز

هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد

خداش در همه حال از بلا نگه دارد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۱/٢٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند