Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

رسیدیم و رسیدیم

سلام

از روز ٢٨ اسفند باید شروع کنم که بعد از ظهر ننه گلی و نارگل جونم با کلی کادو اومدند خونه ما و بچه ها کلی صفا کردند و از من قول گرفتند که باز هم ننه گلی رو خبر کنیم که بیاد خونه ما. شب هم با قطار رفتیم مشهد که طبق معمول پرند از ساعت ٢ بیدار بود و ما توی راهرو با هم قدم می زدیم. وقتی رسیدیم مشهد پرند شروع کرد به سرفه کردن و در نتیجه صبح ٣٠ اسفند ما توی بیمارستان کودکان بودیم که مشخص شد پرند دچار حساسیت شده و با دارو راهش انداختیم. عید دیدنیها رو هم تا تونستیم پیچوندیم و بعضی‌ها رو هم رفتیم. یه جنگل سحرامیز و یه سرزمین عجایب رفتیم با بچه‌ها که از همه بیشتر بهشون خوش گذشت. روز سه شنبه 11 فروردین هم خونه خاله بزرگه رفتیم که در آخر وقت دیبا یه دسته گل حسابی به آب داد به طوریکه یه بخیه روی سرش زدیم و با کله باندپیچی شده در مراسم تولد باربد کوچولو (پسرعمه) شرکت کرد. دیروز هم برگشتیم تهران که با یک خونه یخچال مواجه شدیم. ظاهرا لوله های آبگرم دچار مشکل شدند و یه بنایی افتادیم. اما توی مشهد، گذشته از موارد فوق الذکر اوقات خیلی خوبی داشتیم. دیبا که تمام مدت با دخترخاله نسیم و پسر دایی امیر علی و پسر خاله سجاد مشغول اتیش سوزوندن بود. پرند هم مشغول محل ندادن به پسرهای فامیل بودزبان. پسر خاله سپهر و پسر عمه باربد کلی کلافه شده بودند از دستش. فقط اخرین شبی که خاله مشهد بود وقتی وارد خونه مامانم شدیم پرند به محض دیدن سپهر داد زد سلام آقا خوشگله و تا اخر وقت کلی با هم بازی کردند و ما متاسف شدیم که چرا این دختر از روز اول بی محلی کرد. به هرحال ما سالمون رو با خیر و خوشی شروع کردیم و امیدواریم سال خوبی در پیش روی ما و تمام دوستانمان باشه. راستی روز دوم فروردین خواهر کوچولوهای رادین جونم هم به دنیا اومدند که مطمئنم با قدم مبارکشون خوبی و خوشی برای خانواده به همراه آوردند.   

سیزده بدر

 سیزده بدر - بفرمایین چیپس و ماست ( سجاد ( بچه ها بیچاره اش کردند)- دیبا- پرند)

 

قبل از حادثه -

ساعاتی قبل از حادثه

 

هفت سین

سفره هفت سین - بلوار ملک آباد مشهد

سرزمین عجایب

سرزمین عجایب- الماس شرق -مشهد

جنگل اسرارآمیز

جگل اسرار امیز - پروما - مشهد

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم

عمری که بی حضور صراحی و جام رفت

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۱/۱٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند