Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

موافقم

دیشب داشتم براشون کتاب می خوندم یه دفعه پرند یه عکس نشونم داد و گفت نظرت چیه ؟؟؟؟؟ تعجبگفتم موافقم . نظر تو چیه ؟؟  گفت منم موافقم.

دیبا در حال دیدن فیلم جشن پارسالشون به من می‌گه مامان ببین این شعره تر(قر)ش کمتره بچه ها ایستادند و می خونند ولی اون شعر قبلییه چون ترش زیاد بود همه دارند می رقصند. قهقهه

دیبا چند روز قبل ، صبح بداخلاق از خواب بیدار شد و پرسید صبحونه برام چی گذاشتی ؟ گفتم پوره سیب‌زمینی . گریه‌اش در اومد که من تخم مرغ می خوام. منهم سریع براش نیمرو درست کردم. اومد و دوباره گریه کرد که نه من از اون تخم مرغ های با پوست می خوام و رفت از توی یخچال یه تخم مرغ خام برداشت و اومد که همونجوری بگذاره توی میفش. منهم بهش گفتم که این کار رو نکن. این تخم مرغ خامه و باید پخته بشه. و در ضمن این کثیفه چونکه پ.ی.پ.ی مرغ روش هست.دروغگو . بعد دیبا گفت این رو ببر بگذار توی یخچال گفتم نه اینکار رو نمی‌کنم چون دستهامو کرم زدم خودت ببر و بگذار و دستهات رو هم حسابی بشور. این قضیه گذشت. دو روز بعد تا تخم مرغه رو دید گفت مامان این پ.ی.پ.ی داره من نمی‌خورم. حالا بیا درستش کن که نه این رو شستم و پختم دیگه تمیزه. ولی کلا درگیر شده با این قضیه.

 

خداحافظ  بیاعلی(یاعلی)

فال حافظ امروز

گفتم کی‌ام دهان و لبت کامران کنند

گفتا به چشم هرچه تو گویی چنان کنند

 

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۱٢/٢۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند