Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

چهارشنبه سوری

سلام

امروز قراره که توی مهد مراسم چهارشنبه سوری برگزار بشه و از بچه ها فیلم بگیرند و توی فیلم جشن میکس کنند. دیبا دیشب گفت که مامان من صبح باید زود برم مهد. گفتم چرا؟ گفت آخه باید برم ببینم آتیشها خوب هستند . اندازه‌شون کم نباشه یه وقت. چون همه بچه ها باید بپرند. تازه باید دست بچه‌های کوچیک رو هم بگیرم که توی آتیش نیفتند ( من نمی دونم نقش بچه من توی اون مهد چیه ؟)فرشته

پرند یه هفته‌ای هست که شبها پوشک نمیشه و الحق و الانصاف هم خوب جواب داده. ولی دیشب من یه خورده تنبلی کردم و بلند نشدم در نتیجه ساعت ۵/۵ صبح از خواب بیدار شد و گفت مامان توی لباسم آب ریخته سوالو بعد از اینکه لباسهاشو عوض کردم دیگه نخوابید و در نتیجه من امروز رکورد این ۴ سال رو زدم و صبح ساعت ۴٠/٧ شرکت بودم .

دیروز به دیبا گفته بودند که یک کارت پستال «گاو» ببره مهد. دیشب ٣ تا کتاب فروشی سر زدم ولی هیچ‌کدومشون نداشتند. در آخر کلی ابتکار به خرج دادم و یه سری برچسب و یه تعداد مقوای رنگی گرفتم و نشستیم با هم کلی کارت درست کردیم. تقریبا یه باغ وحش کامل از آب درآوردیم. که خیلی هم لذت بخش بود. دیبا هم گفت اینها رو می برم برای مانی و حسام. و با بیچارگی هر چه تمامتر سعی داشت توی جیب شلوارش جاشون بده. باباجون بهش گفت که باید دورش یه چیزی بپیچی که خراب نشه. اونهم یه کاغذ روزنامه برداشت و قطعاتی به ابعاد ١*١ سانتی متر می‌کند و سعی داشت دور این کارتها بپیچه. تماشایی شد کارتهاش.تشویق

خداحافظ  بیاعلی(یاعلی)

 

فال حافظ امروز

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

 

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۱٢/۱۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند