Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

بچه سوسک

سلام

دیروز ظهر به محض اینکه رفت د.س.ت.شویی داد زد مامان سوسک. منهم در کمال شجاعت دروغگورفتم و سعی کردم موضوع رو لطیف کنم. گفتم آخی طفلکی چقدر کوچولوه . وای بدون مامانش اومده بیرون. حالا گم شده. دیبا هم ترسش ریخت و گفت آره مامان ببین مثل بچه مارمولکه تنهایی اومده ببینه اینجا چه خبره  . مامان هر بچه‌ای که تنها بره می افته توی د.س.ت.ش.ویی قهقهه؟؟؟؟؟ ( نتیجه گیری رو دارین ؟؟؟؟)

پرند به من گفت مامان ببین نقاشی کردم. منهم کلی ذوق کردم و گفتم کجاست مامان ؟؟ زبونش رو درآورد و گفت اینجا. بچه‌ام توی دهنش نقاشی میکشه. جدیداٌ هم دیگه مبل و دیوار و در نداریم از دستش. دقیقا میگه نقاشی روی کاغذ ولی در عمل همه جا به جز روی کاغذ نقاشی می‌کشه. کلافه

دیشب دیبا در حالیکه روی سرسره نشسته بود و داتش میوه می‌خورد به باباجون گفت اون دختر خانمه و اون آقا پسره اشتباه کردند که با اون آقا پیره شعر خوندند چون هرچی هم داد بزنند صداشون میره زیر صدای اون آقا گم میشه ( چند شب قبل یه جا نشست هنری برگزار شده بود و این تحلیلی بود که یه نفر در مورد همخونی ک.ا.م.ر.ان و ه.م.ن و ا.ب.ی مطرح کرد و دیبا هم بدون کم و کاست گذاشته بود کف دست باباجون. ولی اون موقع دیبا داشت بازی می کرد نمی‌دونم چطوری متوجه شده بود)قهقهه

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

طالع اگر مدد کند دامنش آورم به کف

گر بکشم زهی طرب وربکشد زهی شرف

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۱۱/٢٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند