Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

بچه بد

سلام

خط تلفن خراب بود و زنگ زدیم که آقای تلفن درست کن بیاد. پرند پرسید چی شده و من شرح ماوقع رو براش دادم. گفتم که دوست داری تلفن درست بشه ؟ گفت آره. گفتم به کی زنگ بزنیم؟ گفت خاله زیور . گفتم بهش چی می گی ؟ گفتم میدم بسه بد ( میگم بچه بد)!!!!!!!!!!! اینهم مزد دستت خاله تحویل بگیر .خجالتابله

صبح به دیبا میگم سریع آماده شو بریم که عصر زود برگردیم خونه چون خاله سمیرا میاد کلی کار داریم. میگه باشه وقتی اومدیم من دست به کار میشم و عروسکها رو جمع می کنم. پرند دست به کار میشه و اسباب بازیها رو جمع می کنه. تو هم دست به کار شو و جارو کن. ماچ

ما عصرها که می رسیم خونه پرند رو تا بالای پله ها بغل می کنم. اون بالا که می رسم هردوتاشون می خواهند که منو ببوسند و چقدر می چسبه اون بوسه بهم. دیروز که رسیدم جلوی خونه تا اومدم در رو باز کنم خانم همسایه از در اومدند بیرون و ما همونجا شروع کردیم به صحبت کردن . توی همین فاصله باباجون هم رسید و ماشینها رو زد توی خونه. و بعد هم پرند رو برداشت و برد بالا. اون بالا پرند بهش گفت میخوام ببوسم. باباجون خم شد و پرند بوسه هر روز منو نثار باباجون کرد. فکر کنم از امروز به بعد باباجون هر روز پایین پله ها منتظر پرند بمونه و تا بالا ببردش. بغلقلب

عاشق این عروسک هستند که خاله دلارام براشون گرفته. از روزی که از مشهد اومدیم هر روز این عروسک هم به مهد میره. همین روزها احتمالا بهم میگن که شهریه شو بدم.

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۱۱/۱٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند