Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

نفس

سلام

ديبا به خلال دندون ميگفت : نفس . بعد از اينكه كلي باهاش كار كردم گفت : خاله دندون!!!

دخترم به كابلهاي برق مشكي ميگه : طولاني!!!!!

صبح از خواب بلند شده بود حسابي عصباني بود. براش خوندم روزگار روزگار طلاي روزگاري . سرم داد زد طلاي روزگار نخون پرندي بلند شو بخون !!!!!۱

ديروز رفته بوديم روي بالكن تا لباسها را پهن كنيم. بچه يكي از همسايه ها صداشو بلند كرده بود و مي گفت : گ...گ...گ... ديبا هم از اين ظرف مي گفت : د.....د...د... باز دوباره بچه از اونطرف صدا مي كرد. هرچه به ديبا مي گفتم ماماني تو بزرگ شدي اين صداها چيه بلند بلند مي خنديد. حسابي ياد كوچولوييهاش افتاده بود.

خداحافظ بياعلي( يا علي )

فال حافظ امروز

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم

فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند