Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

عدس پلو

سلام

صبح با عجله داشتم پرند رو آماده می کردم و به دیبا هم غر می زدم که زود باش آماده شو. دیبا ایستاده بود جلوی روم و بهم نگاه می کرد. چند بار بهش گفتم دیبا بدو . ولی همینجوری نگاهم می کرد . بعد یواشکی بهم گفت آخه من مجسمه هستم باید قلقلکم بدی تا حرکت کنم.کلافه

توی دستشویی با پرند درگیر شده بودم می گفت دست به من نزن دستات بوفی میشه.بعد می گفت بوفا دوست منن. قهقهه

دیبا طبق معمول دچار بهانه گیری برای غذاخوردن شده بود .منهم استامبولی درست کرده بودم .گفت من عدس پلو می خوام. منهم سریع براش از فریزر عدس پخته در آوردم و با برنج مخلوط کردم و بهش دادم .گریه می کرد و میگفت عدس پلوهای توی مهد سفیده و عدسهاش هم قهوه ایه .این عدس پلو چرا قرمزه ؟؟ من اینو نمی خورم. قهقهه

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد

ترا در این سخن انکار کار ما نرسد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۱٠/٢۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند