Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

فلورانس

سلام

بالاخره استخاره مون خوب اومد و یکشنبه هفته قبل ، بچه ها رو بردم دندانپزشکی. پرند بار اولش بود ولی دیبا قبلا هم رفته بود. دکتر به محض اینکه دیبا رو دید گفت ۵/١ ساله که ازت خبری نیست کجا بودی این مدت ؟؟؟؟ ( به در می گفت که دیوار بشنوه منهم که کلا این جور مواقع در خنگی مطلق فرو می رم ) دیبا گفت من مهد کودک بودم !!!!!! بعد بچه ها رو چک کرد و گفت که دیبا باید بیاد برای فلوراید تراپی. براش وقت گرفتم و دیروز رفتیم به قول خودش که دکتر براش فلورانس بزنه . کلا خوشش اومد و دکتر هم ازش پرسید چه طعمی دوست داری و دیبا هم گیلاس رو انتخاب کرد و به دکتر گفت با گیلاس برام لاک بزن. ( نفر قبلی داشت دندونشو پر می کرد ، دیبا هم رفته بود و نظارت می کرد روی کار دکتر که یک دفعه اشتباه نکنه و به این نتیجه رسیده بود که دکتر اونجا نشسته و دندونهای بچه ها رو لاک می زنه !!!!!!) دکتر هم وسایل کارشو که یه خانم تشنه ( ساکشن ) و خانم آب پاش ( شیلنگ آب )  بودند به دیبا معرفی کرد و مراسم به خوبی و خوشی تموم شد. چون مطب دکتر اون پایین ها بود ماشین رو جلوی مهد پارک کردم و با دیبا با تاکسی رفتیم و برگشتیم. توی خیابون کلی دویدیم و با هم مسابقه دادیم . برگهای زرد رو لگد کردیم. وقتی خسته شد اومد روی کولم و خلاصه حسابی بهش خوش گذشت. پرند هم خونه خاله زیور بود و کلی با دوستهاش بازی کرده بود.

در راستای کتابخونی پرند ، بعد از کتاب مامان بیا ج.ی.ش دارم حالا یه کتاب خودش نوشته!!!!! با عنوان بابا بیا پ.ی.پ.ی دارم  و باباجون رو حسابی میگذاره سر کار. و تا باباجون رو می بینه می زنه زیر آواز.

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/٩/۱٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند