Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

زدن یا له کردن ؟ مسئله این است.

سلام

سرم خیلی درد می کرد و با بدبختی موفق شدم پرند رو بخوابونم. ولی دیبا تازه اول بازیش بود. خیلی بازی جالبی هم اختراع کرده بود پشت کامیون لگوهاشو ریخته بود و کامیون رو می گذاشت روی سرسره . وای که چه صدای دلچسبی داشت.کلافه و چه هیجانی !!!

یه خورده سعی کردم محلش نگذارم ولی دیگه نتونستم و از همون تهدید این موقعها مبنی بر اینکه اگر نخوابی میام لهت می کنم استفاده کردم. برای اولین بار بدون اینکه بترسه راست توی چشمهام نگاه کرد و گفت مامان منو می زنی ؟؟ گفتم نه مادرجون لهت می کنم. گفت زدن و له کردن چه فرقی داره ؟؟؟؟؟گفتم له کردن خیلی بده. گفت مامان له کردن چه جوریه  میشه منو له کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم مامان جون به بازیت ادامه بده ولی سروصدانکن خواهرت خوابه و دیگه ادامه ندادم. ولی فهمیدم که دیگه حنام رنگی نداره.

صبح با هم دعواشون شد و دیبا موفق شد در یک اقدام سریع کل فنجون شیر رو روی پرند و فرش و دیوار خالی کنه. پرند هم کلی ذوق زده گفت مامان دیبا شیر آب بازی . و انتظار داشت که یک فنجون شیر هم بهش بدم که اونهم با شیر آب بازی کنه.

این روزها خیلی بداخلاق شدند. کاشکی زودتر این هفته تموم میشد و شنبه می رسید. افسوس

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

بشنو این نکته که خود را زغم آزاده کنی

خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/٧/٢٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند