Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

رئیس

سلام

دیروز یه جلسه با یک گروه ژاپنی داشتم و نگران که دیرم نشه. به دیبا گفتم مامان زودباش بریم که من دیرم نشه. اونهم گفت چرا ؟ دیر برسی ....ی  ( مدیرمون ) دعوات می کنه ؟؟؟ گفتم آره.

امروز صبح به باباجون گفت بیا با هم بازی کنیم . باباجون گفت دیرم میشه سرویسم الان میاد. گفت اگر دیر برسی رئیست دعوات میکنه ؟؟ باباجون گفت نه من خودم رئیسم باید زود برسم. یه نگاه تحسین آمیز انداخت به باباجون و فکر کنم توی دلش گفت خدا رو شکر که حداقل بابام آدم حسابیه !!!!!!!!!!!!!!!!

داشتند تلویزیون تماشا می کردند یه دفعه تبلیغ رنگ انگشتی آریا رو کرد. دیبا گفت مامان از اینا برام می خری ؟؟؟ گفتم آره مامان . پرند هم پشت سرش گفت مامان . گفتم آره . گفت از؟؟؟؟؟؟ گفتم آره ازاینا برای تو هم می خرم. و این شد نتیجه سفارش خانمها .

البته بعدش بدون هیچ عذر و بهانه ایی پریدند توی حمام و کلی هم آب بازی کردند.

به دیبا می گم غذاتو بخور لپهات رفته تو. کلی لاغر شدی. میگه آخه من دیگه کلاس لپا ( نوپا رو هیچ وقت درست نگفت !!!!!!) نیستم برای همین لپام رفته تو !!!!!!!!!!

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک

گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/٧/٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند