Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

اثاث کشی

سلام

از امروز دیبا رفت کلاس بالاتر. گریهمن کلی حالم گرفته شد. اینقدر وضعم خراب بود که دیبا برگشت کلی برام دست تکون داد و بوس فرستاد ولی من تا خود شرکت یه ضرب عر  زدم.  

عمو داشت خونه شو جابه جا می کرد. دیبا به باباجون پیشنهاد کرد که ما درها و کابینتها مون رو برداریم و بریم خونه عمو زندگی کنیم. بعد هم گفت که من از اون خونه هایی می خواهم که توی درش بتونیم خودمون رو ببینیم.

یه پارکینگ رفته بودیم توش ماشنهای تصادفی هم بود. پرسید چرا این ماشینها شکسته اند. براش توضیح دادیم که چی شد. پرسید حالا صاحیهاش رفته اند چسب بخرند بیایین ماشینشون رو درست کنند ؟

پرند شبها خیلی توی خواب غلت می خوره . دیشب رفت و خورد به دیوار. نصفه شبی گفت مامان. گفتم جان. گفت دیبا . گفتم چی شد ؟ گفت ژد !!!!!! گفتم دیبای بیچاره که روی تختش خوابه اینجا هم دست از زیرآب زدن بر نمی داری ؟؟؟؟؟؟

خاله  فیروزه عزیز

ما نیز در  غم از دست دادن خواهر گرامیتان شریک هستیم.

                                           مهشید- اعظم - لیلا- منصوره - فرید- نوید - نارگل- دیبا- کیمیا - پرند

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/٧/٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند