Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

جمع و جور

سلام

چهارشنبه باید پرند رو واکسن می زدم . از قبلش به دیبا قول دادم که وقتی پرند رو می برم دکتر اون میتونه بره خونه خاله زیور. اونهم خوشحال و خندان بعداز ظهر با من خداحافظی کرد. ساعت حدود ٨ من تو خونه خاله زیور بهش رسیدم. دیدم کلی پکر است . پرسیدم چرا ناراحتی ؟ گفت آخه خونه خاله زیور نا مرتبه . تو باید اونجا رو مرتب کنی من به خاله گفتم مامانم خیلی خوب خونه رو مرتب میکنه. به همت شرکتمون که در طی یک سال سه بار اثاث کشی کردیم حالا تصمیم گرفتم یه شرکت بزنم که خدمات پس از اسباب کشی رو در اسرع وقت انجام بدم. دخترم هم که برام تبلیغ میکنه. چشمک

پرند این چند روز خیلی حالش بد بود و به شدت تب داشت و متاسفانه غذا هم نمی خورد. ما هم توی خونه بودیم. دیروز دیبا خیلی بی حوصله شده بود اومد و به من گفت یه آقایی از شهروند زنگ زده  ومیگه بیایین مرغ چاق بگیرین . دروغگو 

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است

حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/٤/۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند