Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

چوپان

سلام

امروز صبح دوباره وقتی که می خواست از خونه بره بیرون شلوارشو گذاشت توی جورابش. باباجون هم شاکی شده بود و می گفت تو رو نمی برم. اینهم اشک می ریخت که من باید اینجوری برم. بهش گفتم مگر تو چوپانی که می خواهی اینجوری بری ؟ گفت آره. گفتم پس گوسفندات کو ؟ به پرند اشاره کرد و گفت این. حالا پرند کلی هم تیپ اسپرت زده بود با بلوز آبی و شلوار جین و یک کلاه بنفش چپه هم روی سرش بود و کلی لعبت شده بود. بغل گفتم الان از خونه بری بیرون همسایه ها گوسفنداشون رو می دهند به تو می گویند ببرشون صحرا. اونوقت چکار می کنی ؟ گفت خوب همینجا میارمشون. گفتم پس علفهات کو ؟ گفت همینهاست ( اشاره کرد به مدادرنگیهاش روی زمین ). کم اوردم گفتم بریم پایین . رسیدم توی حیاط گفتم شلوارت خاکی شده پاچه هاشو تمیز کن. تا شروع کرد به تمیز کردن گفتم بدو که مورچه نره تو شلوارت. اونهم دوان دوان دوید و پرید توی ماشن و خدا رو شکر به خیر گذشت.

دیروز رفتند پارک .توی راه پله ها به دوستاهش گفته مامانم گفته دوتا پله آخر رو بپرین. همگی شروع کردند به پریدن و جیغ خاله مریم بیچاره رو درآوردند. امروز کلی از دستش شاکی بود. نمیدونم این شیطونیهاش به کی رفته ندارین توی اطرافیان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شیطان

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

ساقی بیا که شد قدح لاله پر زمی

طامات تا به چند و خرافات تا به کی

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/٤/٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند