Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

پوشک

سلام

روز چهارشنبه که رفتم بچه ها رو بگیرم خال زیور گفت که از صبح پرند اعلام استقلال کرده و رفته توی لگن . و گفت چون آمادگی خوبی هم داره شما هم پیگیری کنید. منهم امدم خونه و پوشکش رو باز کردم و کلی هم دوست داشت . عجیب بود که دیبا هم خیلی پیگیر قضیه بود و شدیدا پرند رو تشویق می کرد. ( البته ترجیح میده که کف حمام ولو بشه شنبه متوجه شدم که جریان چیه . چون خاله زیور بهش گفته بود که کمک کن که پرند دیگه پوشک استفاده نکنه که دیگه مامان و بابا لازم نباشه پوشک بگیرن و اونهم با خودش حساب کرده بود که میشه این پول رو جمع کرد و ماشین گرفت !!!!!!!! که به اطلاع منهم رسوندتعجب.  

دیشب با صدای نعره باباجون اومدم و دیدم پرند به شدت با شیشه خودش آب می خوره و بعد هم با شدت و پر سروصدا تف می کنه بیرون. از دیبا یاد گرفته که چطوری دندونهاشو مسواک می زنه.قهقهه

دیبا دوست داره انگور ببره مهد و بعد هم به قول خودش با مانی می خورند و لذت می برند. منهم بهش میگم که خودت بنشین و دونه کن. صبح باباجون گفت بیا ببین اینها رو. خیلی خونسرد انگورها رو دونه می کرد و می ریخت کف آشپزخونه و بعد جمع می کرد و می ریخت داخل ظرف چاشت . آخر بهداشت بود بچه ام. ابله

امروز صبح مانی هم با ما رسیده بودو پایین پله ها داد می زد دیبا باید بیاد و دست منو بگیره . به مامانش گفتم این پسرت از الان داره خودشو به دختر من می اندازه ها. گفت کار رو به خودشون واگذار کن . ماها هیچکاره ایم. دیدین بچه ام از دست رفت !!!!!!!

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۳/٢٧ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند