Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

 

سلام

اومده بود می گفت مامان زنگ بزن اون آقاهه برامون پیتزا بیاره به عمو هم زنگ بزن بیاد با هم بشینیم دور میز پیتزا بخوریم و لذت ببریم.بغل

به خاله زیور گفته بود خوب شد که پرند نیومده دیگه از دستش حرص نمی خورم می شینم اینجا و با خیال راحت نون و پنیر و سبزی می خورم.هورا

دیشب ناخونهاشو می خواست لاک بزنه پرند هم طبق معمول اومده  بود و اصرار یه فرچه هم دادم دست پرند با دقت تمام کل انگشتهای پاشو لاک زد و بعد هم نمی گذاشت براش تمیز کنم یه وضعی شده بود که خدا می دونه.کلافه

یکی از کتابهای فرانکلین در مورد دندون شیری است که وقتی می افته بچه ها بزرگ شدن و از فرشته دندون شیری هدیه می گیرند. از وقتی که برای دیبا خوندم هر روز صبح که بلند میشه می گه مامان دندون شیری افتاد.عینک

دیروز دوتا از بچه ها توی مهد با هم زد و خورد کرده بودند. پرند اومده بود و داشت برای من توضیح می داد. اول دستشو کرد توی دهنش و گاز گرفت بعد حس کرد من عمق فاجعه رو متوجه نشدم پاشو کرد توی دهنش و بعد دیبا توضیح داد که یکی از بچه ها پای اون یکی دیگه رو داشته گاز می گرفته !!!!!!!

راستی یک نکته دیبا دقیقا ٢ سال پیش آبله مرغون گرفت . برای همین این مدت من نگران بیمار شدن اون نبودم.  مرسی از ابراز محبت همه دوستان.

فرهنگ لغات پرند :

هاپو میگه : هاپ هاپ

بع بعی میگه : بع بع

مرغه میگه : قدقد

ساعت میگه : تیک تاک

شالاپ شلوپ : آب بسی ( آب بازی )

تاب تاب : آ ب سی

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

 

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۳/٢٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند