Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

در به درها

سلام

چه تعطیلات خوبی بود. توی تهران بودیم و به بچه ها رسیدیم. کلی کیف کردند و کلی اتیش سوزوندند به طوریکه دیشب باباجون می گفت خدا رو شکر که فردا می روید مهد !!!!!

پرند هم به سلامتی بهتر شد و توی این هاگیر و واگیر دندون یازدهمش هم در اومد. دوشنبه شب خیلی بد بود. دیبا کابوس می دید و پرند هم درد داشت. هر ۵ دقیقه یکبار صدای ناله می اومد و کاملا هم به نوبت . این تراژدی تا ساعت ۵/۲ ادامه داشت تا که اوضاع رو به راه شد و اومدم بخوابم جرثقیل اومد که آهن های ساختمان رو به رویی رو برپا کنه.  گریهتوی یک لحظه دیدم دیبا خوابالو از توی رختخوابش بلند شده و اومده کنار پرند دراز کشیده و با همون چشمهای بسته گفت که مامان آدم بزرگا باید کنار آدم کوچولوها بخوابند که آدم کوچولوها بخاطر این سروصدا غر غر نکنند !!!!!!

اومده بود می گفت مامان من و پرند ۲۰ امتیاز گرفتیم . گفتم چرا ؟؟ گفت چون مثل تو نماز خوندیم !!!!

پس از اکران موفقیت آمیز فیلم جشن مهد کودک که در روزهای تعطیل به ۵ بار در روز هم می رسید در این تعطیلات شاهد درخشش فیلم در به درها بودیم قول می دم که تا آخر هفته کل شعرهای این فیلم رو حفظ بشم.مژه

همچنان کتابهای فرانکلین در صدر کتابهای مورد علاقه قرار دارند ولی شخصیت محبوب این هفته « بابالی پلو » یا همون بابالنگ دراز معروف جودی آبوت است.

پرند نسبت به وسایلش کلی حساس شده. این وسیله می تونه صندل توی حمام - صندلی ج.ی.ش - پیش بند غذاخوری یا اسباب بازیهاش باشه و کسی حق نداره بهشون دست بزنه. باباجون هم سر به سرش می گذاره و کلی از دست واکنشهاش می خندیم.

توی مدت بیماری پرند به نقش معجزه آسای کرم کالامین پی برده بود به طوریکه حتی موقع خواب هم کرم رو توی دستش می گرفت و می خوابید.   

اول صبح مراسم معارفه مدیر جدید بود. آدم بدی به نظر نمی رسید. مخصوصا که هم دانشگاهی هم بودیم. البته اهل تبریز است و مدرس دانشگاه هم هست . امیدوارم اوضاع خوب باشه.

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی ) 

فال حافظ امروز

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۳/۱٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند