Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

چال

سلام
باباجون اومده بود و داشت با هیجان با دیبا صحبت می کرد. یکدفعه دیبا گفت بابا جون یه سوراخ اونجاست. باباجون هم در به در دنبالش می گشت. دیبا گفت اونجا وقتی خندیدی توی لپت بود!!!!!!!!!!!!
دیشب در طی یک عملیات مهیج دست دیبا رو گذاشتم لای در دستشویی. بچه ام تا ساعت ۱۱ شب داشت گریه می کرد. داشتم براش کمپرس یخ می گذاشتم . توی اون هاگیر و واگیر پرند دوان دوان اومد و دستش رو که چهارشنبه دیانا ناخن کشیده بود آورده بود که براش کمپرس بگذارم.
اگر یه بار مهمون داشتین دعوت مهمونها رو بگذارین به عهده من. چون اینقدر این روزها حواسم سرجاش هست که خدا میدونه . کاری می کنم که هیچکس نیاد خونه تون و کلی به نفعتون بشه. ۵ شنبه یه جا دعوت بودیم و قرار بود ننه گلی رو هم من خبر کنم. ۴ شنبه هم کلی باهاش  گپ زدم . بعد ۵ شنبه که نیومد زنگ زدم کجایی ؟؟؟؟؟ جای پارک گیر نیاوردی ماشین رو بگذار جلوی پارکینگ !!!!!!!!!!!!!!!!!خوب معلوم بود ننه گلی کجاست یه جا دیگه مهمون بود. بعد ساعت ۳ بعد از ظهر و بعد از ناهار رسید. چقدر به اقتصاد خانواده میزبان کمک کردم. البته در تمام مدت هم سعی کردم به نحوی خونسرد عمل کنم که هیچ کس شک نکنه که از قصد این کار رو کرده بودم !!!!!!!!!!!!!!!

اونجا که مهمون بودیم کیمیا جونم از اون ماشینها داشت . خدا رو شکر بچه ام دلی از عزا در آورد. پرند هم که از سه چرخه اون بچه پیاده نمی شد. به قول ننه گلی از بس که پولهامو صرف خرید برای خودم می کنم یه اسباب بازی برای بچه هام نمی خرم که اینقدر عقده ای نباشند.

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/٢/٢۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند