Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

میخ

سلام
امروز صبح یک جلسه مهم داشتم و باید ساعت ۸ می رسیدم.خدا رو شکر ساعت ۵/۷ دیبا بیدار شد ولی موقع لباس پوشیدن پاهاشو چسبونده بود روی زمین و می گفت اینجا پاهام با میخ به زمین چسبیده  و من نمی تونم پامو بلند کنم. با بدبختی اماده شد و من رکورد شکستم بالاخره بعد از ۱ سال ساعت ۸ رسیدم شرکت.
دیروز وقتی رسیدیم خونه گفت که می خواهد یک کمی توی حیاط بازی کنه. منهم وسایل رو بردم بالا و اومدیم توی حیاط. کلی سنگ برای مورچه ها جمع کرد که توی زمستون غذا داشته باشند !!!!!!!! و از پرند هم کمک می گرفت. پرند هم یک پله پیدا کرده بود و در طی نیم ساعتی که توی حیاط بودیم بدون اقرار ۲۵ بار رفت بالای پله و گفت ده و اومد پایین و یک لحظه هم وقفه ایجاد نکرد. بعد از ظهر خوبی بود خیلی بهشون خوش گذشت .تمام لباسهاشون هم یکجا رفت توی لباسشویی.
دیبا دیروز می گفت تو غذاهای خوبی درست می کنی حیف که من عرضه ندارم که بخورم!!!!!!!!

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٧/۱/٢۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند