Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

نرده

سلام
از بیرون اومده بود خونه و بهش گفتم باید دستهاتو بشوری . گفت چرا ؟ گفتم بیرون بودی دستتو به ماشین زدی کثیف شده . قبول کرد و رفتیم دستهاشو شستیم. بعد از ۲ دقیقه دوباره اومد که دستهامو بشور کثیفه . گفتم به کجا زدی مگر ؟ گفت آخه داشتم از پله ها بالا می اومدم دستمو به نرده ها هم زدم !!!!!!!!
دیروز براشون یک سبد بزرگ گرفتم که اسباب بازیهاشون رو داخلش بریزند. خیلی بهم کمک کردند و هردوشون کلی خوشحال بودند. باباجون که اومد دیبا رفت و گفت بیا اتاقمو ببین که چقدر خوب شده. باباجون هم خسته و له و لورده تحویلش نگرفت. اومد و با بغض گفت مامان بابا نیومد اتاقمو ببینه. باباجون کلی حالش گرفته شد و دوان دوان رفت پیشش و دیبا هم با هیجان تمام تغییرات رو براش توضیح داد.
دیروز پسرش پین پین جان ( عروسک پینوکیو ) رو برده بود مهد و کلی با بچه ها دعوا کرده بود . بعد هم خاله زیور بهش گفته بود دیگه نباید اسباب بازی بیاری مهد. کلی عصبانی بود. امروز صبح می گفت دیروز پسرم توی مهد خیلی خسته شد امروز باشه خونه استراحت کنه.
خداحافظ  بیاعلی ( یاعلی )
فال حافظ امروز
به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
بیا بگو که زعشقت چه طرف بر بستم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۱٢/٢٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند