Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

همسایه

سلام
صبح رفته بود دستشویی و درجه مثبت بودنش زده بود بالا. می گفت مامان توی توهالت ( توالت ) نباید صحبت کنم چون همسایه ها اون پایین ( اشاره به چاه ) خواب هستند.
دیروز توی خیابون داشتیم می رفتیم یه ماشین پیچید جلوی باباجون. باباجون هم با لفظ الاغ ماشینه رو مزین کرد.  دیبا چند لحظه بعد گفت باباجون اون الاغه سفید بود (یه ۲۰۶ سفید بود ).
می گفت مامان من دیگه شیطون و بلا نیستم . من دانشمندم. گفتم چرا ؟ گفت آخه مواظب خواهر کوچولوم میشم.
 مامان من خواهر برازنده و فهمیده ای هستم ؟؟؟؟؟؟
دیروز پرند اولین پیاده روی رو انجام داد و به قدری ذوق زده بود که توی پارک به جای قدم زدن می پرید.
حاصل سه روز تعطیلی یک پرند با بینی خراشیده ( روی مبل داشت به پر به پر می کرد خورد زمین) و یک دیبا با چانه خراشیده ( روی سرسره پیچ دار دستشو رها کرد و با چونه اومد زمین ) است. امروز توی مهد خاله ها به من گفتند خوب بود که فقط ۳ روز بچه ها پیشت بودند توی عید معلوم نیست چه بلایی سرشون بیاری !!!!!!!!


خداحافظ بیاعلی ( یا علی )


فال حافظ امروز
قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۱٢/۱٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند