Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

از کجا امده ام ؟ آمدنم بهر چه بود؟

سلام

خاله کوچیکه با دیبا وارد یه بحث فلسفی شدید شده بود. ازش پرسید وقتی توی دل مامانت بودی اونجا چطوری بود ؟ دیبا گفت تاریک بود . پرسید چه صدایی می اومد ؟ گفت صدای روح میومد. خاله پرسید دیگه چه صدایی بود ؟ دیبا جواب داد یکی می گفت جییییییییییییش

دیبا داشت تلویزیون نگاه می کرد منهم از فرصت استفاده کردم و یه لقمه براش درست کردم و دادم دستش که بخوره . اونهم یه گاز می زد و فراموش می کرد که بخوره. یک لحظه دیدم پرند رفته کنارش به شدت داره خودش رو به لقمه می رسونه . دیبا متوجه شد و بهش داد. پرند هم نامردی نکرد تا نصف لقمه دهنش رو باز کرد و یک گاز اساسی گرفت. ما هم اینجوری بودیم.

عمه کوچیکه زنگ زده بود و به باباجون گفت که میخواهد با دیبا صحبت کنه. دیبا هم در اوج تحویل گفت بهش سلام برسون !!!!!( چرا به من چپ چپ نگاه می کنید مگه من مقصرم ؟؟؟)

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

ای که برماه از خط مشکین نقاب انداختی

لطف کردی سایه ای بر آفتاب انداختی

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۱۱/٢۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند