Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

دستمال

سلام

دیروز سوار ماشین که شدیم دیبا به راننده گفت مامانم گفته بهتون سلام کنم. اونهم کلی مشعوف شد.بعد این مکالمه رو داشتند با هم

دیبا پرسید: اسم خواهرت چیه ؟ - نسرین

اسم بابات چیه: - علی   من گفتم دیبا جان دیگه ازشون نپرس. راننده گفت نه خانم اجازه بدین بچه کنجکاویش رفع بشه.

اسم مامانت چیه؟ نسا

اسم عموت چیه؟- حسین

اسم خاله سمیرات چیه؟     من :

بعد هم گیر داده بود که چرا این آقا کاپشن نپوشیده.

یه خورده آب بینی اش روان شده بود. داشتم لباسشو عوض می کردم ضمن اینکه یقه شو در می آوردم سعی کرد بینی اش رو هم تمیز کنه. من نعره زدم که با لباست نباید تمیز کنی . گفت با کاپشنم باید تمیز کنم ؟؟؟؟؟؟

داشت ته ظرف بادام سوخته رو می خورد. بهش گفتم اینها آشغال است نخور. در همین حین دایی زنگ زد. از دیبا پرسید چکار می کردی ؟؟ دیبا گفت داشتم آشغال می خوردم!!!!!!!!

خداحافظ   بیاعلی( یا علی ) 

فال حافظ امروز

تو مگر بر لب آبی به هوس ننشینی

ورنه هر فتنه که بینی همه از خود بینی

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۱۱/۱٤ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند