Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

نوار درزگير

سلام

چقدر این دو روز که تعطیل بودیم خوش گذشت.

یکشنبه شب باباجون که در پی یافتن راهکارهایی برای گرم کردن خونه بود ( این خونه ما قدیمی ساز است با پنجره های بزرگ آهنی - در تراس بزرگ آلومینیومی که بین شیشه و قاب هم یک سال نوری فاصله است و تا جایی که امکان داره مسئله تهویه انجام می گیرد ) به من گفت بچه ها که خوابیدند یادم بنداز که نوار درزگیر بزنم. در همین گیر و دار دیدم دیبا هن هن کنان رفته ضبط صوت رو از اتاق کشونده که بابا تا ما بیدار هستیم نوار بگذار !!!!!!!

یک کارت آورده بود به ما نشون می داد و می گفت این شماره روی این کارت املی (emli ) شده رفته روی عکس . ما هنوز متوجه نشدیم که برای شماره چه اتفاقی افتاده

پنجشنبه می خواستم برم بیرون در ضمنی که داشتم موهامو سشوار می کشیدم پرند قل قل زنون اومد و با سشوار باربی شروع کرد موهای منو برام درست کرد. قیافه ام توی مهمونی خیلی جالب بود.  ( دقیقا همین جوری بودم ).

  • مامان یادت بود توی مشهد خاله گفت پرند داره تیله میشه من دارم روشن میشم ؟( همه متفق بودند که دیبا و پرند دارند از نظر رنگ به هم شبیه میشن پرند روشن میشه و دیبا تیره میشه !!!!)

امروز توی ماشین تا جلوی مهد کودک مشغول سخنرانی بود :

    • باباجون من نمیام دانشگاه چون من دخترم .
    • اشکالی نداره که دختر باشی ببین خاله کوچیکه هم دختره ولی میره دانشگاه . تو که اون اندازه شدی باید بری دانشگاه. حالا دوست داری کجا دانشگاه بری ؟
    • می خواهم برم زنجان دانشگاه .
    • چرا ؟ تهران که بهتره
    • نه زنجان نزدیکه مشهده دوست دارم برم اونجا !!!!!!

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۱٠/۱٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند