Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

اين قافله عمر عجب می گذرد!!!!!

سلام

چهارشنبه رفتم پیش بچه ها . مدیر مهد منو صدا زد و گفت تاریخ تولد پرند کی است ؟گفتم آذر ۸۵ چطور ؟ گفت یه نی نی ۴ ماهه اومده بود به مامانش گفتم نگران نباش یه پرند داریم ۷ ماهه است!!! بیا تاریخ تولدش را ببین. دفتر را که باز کردم فکر کردم اشتباه است . دفتر قبلی رو چک کردم . بعد یکی از مربیها رو صدا زدم اونهم گفت نه بابا هنوز خیلی مونده که پرند یه ساله بشه ولی الان باورم نمی شه یعنی این همه وقت گذشته ؟؟گفتم آره و خدا رو شکر که به خیر گذشت. دخترم کلی بزرگ و خانم شده.

توی تعطیلات پرند سندرم دوری از خاله زیور گرفته بود ( داره دندون در میاره و حسابی بداخلاقه ) و مرتب می خواست که بغل باشه. با بدبختي رو پام خوابوندمش و خودم هم از فرصت استفاده كردم و داشتم كتاب مي خوندم .در يك لحظه ديبا به جبران تمام وقتهايي كه روي پام مي خوابيد و پرند موهاشو مي كشيد موهاي پرند رو كشيد و اونهم از خواب بيدار شد و دوباره بناي جيغ و داد . هم خنده ام گرفته بود و هم مي خواستم دعواش كنم .فقط بهش گفتم برو كنار باباجون دراز بكش و بخواب. اونهم خيلي آروم رفت و خوابيد و من موندم و پرند غرغرو.

  • ديبا جون ناهار چي خوردي ؟ عدس پلو با محسن ( تبليغ برنج محسن)
  • ديبا جون ناهار چي بپزيم ؟ سوپ مانا ( تبليغ ماكاروني مانا )

خداحافظ  بياعلي ( يا علي )

فال حافظ امروز

مزن بر دل زنوك غمزه تيرم

كه پيش چشم بيمارت بميرم

  

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٩/۳ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند