Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

نخ

سلام

عمو داشت با تلفن صحبت می کرد به اون پشت خطیه گفت برای ساعت ۴ وقت دارین ؟ دیبا اومده به من میگه مامان عمو داره میگه نخ دارین ؟

دیبا صبحها عادت داره چای نبات میخوره و چون همیشه ما با حرکات سریع کارها را انجام میدیم یک تکه نبات می اندازم داخلش . نباتهای مشهد هم که ۲ متر نخ دارن. همیشه هم این نخها به سر شیشه گیر می کنند و حکایت داریم. چند روز پیش نخ را گرفته بود دستش و به محض اینکه خاله سحر را توی مهد دید و نخ را داد دستش . خاله سحر با تعجب گفت دیبا این چیه ؟ - نخ

از کجا در آوردی ؟ - از داخل چای

خاله سحر یک نگاه تعجب بار به قیافه من انداخت و نخ را از دست دیبا گرفت. فکر کنم هنوز داره فکر می کنه اون تکه نخ داخل چای چکار می کرد.

خداحافظ  بیا علی ( یا علی )

 فال حافظ امروز

مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم

تو را می بینم و میلم زیادت می شود هر دم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٧/٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند