Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

دلداری

سلام

شنبه خاله زیور برام تعریف می کرد که دیبا رفته بوده توی کلاس پرند. یکی از بچه ها گریه می کرده و می گفته بابام چرا رفته ؟ چرا نیست؟ دیبا هم بهش گفته گریه نکن بابات رفته پیش رئیسش ازش پول بگیره بیاد برات بستنی بخره  بعد هم به خاله زیور گفته این پرند همیشه میره مشقهای بابام را می خوره ولی من اصلا بهشون دست نمی زنم. چون کار بدیه. به همین ترتیب پیش بره دیبا میتونه جای مامان بزرگ مهد را بگیره از این همه  دلداری دادن.

چند رو ز پیش نوار کلاه قرمزی و پسر خاله رو گرفته بودم و توی ماشین با بابا  گوش دادیم و حسابی خندیدیم . بعد از ظهر باباجون و دیبا رفته بودند بیرون . وقتی برگشتند دیدم باباجون یک نایلون بزرگ پر از نون آورده . گفتم جریان چیه ؟ گفت رفتم نانوایی گفته این نایلون اماده است منهم برای اینکه نخواهم منتظر بمونم همون را گرفتم. کلی بهش خندیدم و گفتم کاست پسر خاله چه زود روت اثر گذاشت تو هم که مثل پسر خاله نون گرفتی.

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

در عهد پادشاه خطاپوش جرم بخش

حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٥/٢٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند