Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

شب بخير

سلام

اونوقتها که دیبا کوچکتر بود ( حدود ۶ ماه پیش ) وقتی که می خواست بخوابه سرشو می گذاشتم روی شونه ام و توی خونه قدم می زدم و زیر لب برایش می خواندم « سرتو بذار رو شونه هام» . دیشب باز غیبش زد . وقتی که رفتم توی اتاقش دیدم عروسکش گانگالو را بغل کرده  و داره براش می خونه « سرتو بذار رو شونه هام » . کلی دلم گرفت . موقع خواب دوباره بغلش کردم و براش خوندم اما گفت مامان منو بذار روی پات و روی پاهام خوابید.

امروز هم از صبح می گفت بریم یک دور بزنیم منو بذارین تو سبد . بعد از کلی تحقیق متوجه شدیم دلش برای شهروند تنگ شده . رفتیم اونجا و کلی توی سبد چرخدار گذاشتیمش و از اینطرف فروشگاه به اونطرف فروشگاه دویدیم . چند تا دوست بالای ۶۰ سال هم پیدا کرد. یک آقایی در حالیکه به دیبا اشاره می کرد می پرسید از اینها هم از توی فروشگاه گرفتین؟ فکر کنم کلی حال دیبا خوب شد.

فال حافظ امروز

گفتم کیم دهان و لبت کامران کنند

گفتا بچشم هرچه تو گویی چنان کنند

بیا علی ( یا علی )

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱٢/۱٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند