Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

سال نو

سلام

اسفندی که گذشت، ما هم کلا مثل اسفند روی آتیش بودیم. بعد از 6 سال خونه رو تغییر دادیم. درسته که جدا شدن از بعضی از همسایه ها خیلی سخت بود، اما رها شدن از دست بعضی های دیگه نعمتی بود که نمیشه نادیده گرفت !!!! یک توفیق اجباری ایجاد شد که اتاق بچه ها هم جدا بشه و یک رقابت سر اینکه اتاق کی مرتب تره!!!!

در آخرین روزهای اسفند کمربند قهوه ای هم گرفته شد و رفتیم که تمرینهای فشرده را ادامه بدیم برای کمربند مشکی.

تعطیلات نوروز را هم از 26 اسفند تا 12 فروردین داشتیم که طبق معمول در مشهد سپری شد. خاطرات پرند برای کل دوره عبارتست از : صبح از خواب بیدار شدیم. بازی کردیم. ناهار مهمون .... بودیم جوجه خوردیم. بازی کردیم. شام مهمان ... بودیم. جوجه خوردیم. بازی کردیم. خوابیدیم!!!!! ( حتی برای روز 13 هم که تهران بودیم نوشته بود صبح زوذ به تهران رسیدیم. ناهار جوجه خوردیم و....). فقط مامانم که خاطرات را می خوندند گفتند یک خورده تعدیل کن، چون آبروی ما رفت. معلمشون فکر می کنه ما کلا جز جوجه چیزی دیگه ای نداشتیم به این بچه بدیم!!!! 

بچه ها از قبل از سفر سرماخوردگی داشتند. تبهای قطع نشدنی، دانه های ناگهانی، مشکلات معده مواردی بود که با خودمون به مشهد هم بردیم و در کل تعطیلات، تحت کنترل و خوردن دارو بودند. سرفه های آنچنانی همچنان ادامه داره.

امیدوارم که سال جدید پر از شادی و سلامتی باشه.

خداحافظ بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٥/۱/۱٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند