Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

هرچی آرزوی خوبه مال تو

سلام

نهمین سالگرد تولد پرند جون را هم گرامی داشتیم.

امسال برای اولین بار قرار شد که همکلاسیهاش را دعوت کنه و فقط هم 7 نفر . بماند که کلی دلخوری پیش اومد که چرا اون آره و من نه!!!!!و شما که عضو انجمن هستید چرا همه را دعوت نکردید؟؟؟؟؟ در نهایت چهارشنبه یک جشن کوچک با حضور 25 تا از دوستهای دوتایی و فامیل و دوست و آشنا برگزار شد. خدا رو شکر که بچه ها حسابی همکاری داشتند و مراسم به خوبی برگزار شد. این وسط دوستهای عزیز من حسابی خسته شدند و بی نهایت زحمت کشیدند. واقعا دوستشون دارم و بهشون افتخار می کنم. رئیسم میوه خورد می کرد، آخر مراسم هم جارو برقی را دادیم دست عمه کوچیکه تا خونه رو تمیز کنه. به دوستان هم سفارش کردم که هی از من جلوی این دو نفر تعریف کنند بالاخره تاثیر گذاره دیگه. خاله منصوره و خاله فیروزه که سنگ تموم گذاشتند. خاله لیلا هم که فان مراسم بود. کل همسایه ها و دوستان یاری کردند. امیدوارم که توی شادیهاشون جبران کنم.

این مدت به شدت با درسها و فعالیتهای جانبی پرند مشغول هستیم. بچه هم به شدت مقید که توی تمام فعالیتها شرکت کند و در نتیجه از درسها حسابی عقب مونده. نتیجه این وضعیت در آخرین آزمون آنلاین به خوبی مشهود بود.

دیبا جون هم در مسابقات والیبال و طناب زنی منطقه شرکت کرد و خدا رو شکر که مقامی کسب نکردند و پرونده ورزش مدرسه فعلا بسته شد. همچنان تمرینات کاراته ادامه داره و موسیقی هم به راهه. تنها برنامه تلویزیونی که می بینیم سریال ک.یمیا هست و کلی سوالات از قبیل س.قط یعنی چی؟ چطوری بچه دار شده و مواردی از این دست که حالا به مرور زمان باید توضیح بدم.

شاد باشید و دلی را شاد کنید.

خودم نوشت: دیدن دوستان قدیمی توی یک صبح دل انگیز پاییزی و یک صبحونه خاطره انگیز، فرصت مغتنمی بود و انرژی مثبتی که از تک تکشون گرفتم را حالا حالاها ذخیره دارم.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٤/٩/٢۸ - مامان ديبا و پرند

سالهای بی تو

سلام

در هفته های گذشته با همون سرعت تخته گاز مشغول بودیم. سوژه جدیدمون مسابقات والیبال منطقه بود که تیم مدرسه با دو باخت و یک برد، به خیر و خوشی از گردونه رقابتها کنار گذاشته شدند. برای گرفتن گواهی صحت جهت مسابقات کلی جنگولک بازی کردیم وموفق شدیم علیرغم پای بسته بندی شده، از دکتر بیچاره مجوز حضور در مسابقه را بگیریم. چنین خانواده ای هستیم!!!!!!! فعلا تمرینات برای مسابقه طناب زنی ادامه داره. دیبا جون هم که مقیده که با اون پای درب و داغون حتما همه گونه فعالیت ورزشی را انجام بده. احتمالا مجددا برای تمدید گواهینامه سلامت باید اقدام کنیم.  برنامه آزمونهای آنلاین هم مرتب برقراره و در هفته گذشته هر دو تا ، آزمون داشتند که با هیجان هرچه تمامتر به پایان رسید.

بالاخره به آرزوی دیرینشون رسیدند و صاحت تخت دو طبقه شدند. در حال حاضر انواع فعالیتهای وروجکی، از سطح به ارتفاع انتقال یافته. خدایا خودت به خیر بگذرون.

دو روز هم در کنار عمه الی بودیم که خیلی به بچه ها خوش گذشت.

فعالیتهای موسیقیایی!!! به 3 روز در هفته گسترش یافته لباسها هم از اون چیزی که انتظار داشتیم بهتر در اومد. و خیاط محترم طوری اندازه ها را طراحی کرده که تا زمان فارغ التحصیلی از دانشگاه هم قابل استفاده باشه!!!!

داشتم در مورد تولد قریب الوقوع برادر یکی از دوستهاشون خبر می دادم که دیبا پرسید وقتی مامان دوستم میره بیمارستان کی کنار دوستم هست. برایش توضیح دادم که مثل تو که بابا و عمو و مامان بزرگ کنارت بودند اونهم چند نفر کنارش هستند . پرند توضیح داد ولی من و تو با اون دل سوراخت!!! فقط مامان جان کنارمون بود!!!! و بعد توضیح داد که هرگز بچه دار نمیشه چون دلش را سوراخ می کنند و اصلا از این موضوع خوشحال نیست. ولی بهش گفتم آرزو می کنم خدا دوتا دختر مثل خودت بهت بده که ببینی من چه حسی دارم!!!!

چند شب قبل دیبا خونه یک دوستش دعوت بود و پرند چون باید می اومد خونه و آزمون می داد برای اولین بار هر کدوم تنها بودند و واقعا هر دو سر در گم شده بودند. روزگار جالبیه.

توی یک دعوای بین همکلاسیهای دیبا که منجر به برخوردهای شدید فیزیکی میشه، دوستان لطف می کنند و کل تقصیرها را به گردن دیبا می اندازند که اون موقع اصولا مدرسه نبوده و برای مسابقات رفته بوده. کلی حالش گرفته شده بود و بهش گفتم زندگی همینه. خیلی آدمها فقط قراره که انرژیتو هدر بدهند و این قصه ادامه داره.

خودم نوشت: در گذر عمر، یازدهمین سال هم گذشت.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

روزگاریست که سودای بتان دین منست

غم اینکار نشاط دل غمگین منست

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٤/٩/٧ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند