Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

خدا مهربونی کرد تو رو سپرد دست خودم

سلام

امروز دیبا یازده تا شمع رو فوت می کنه و سالی جدید و تولدی جدید را آغاز می کنه. خدا رو شکر که با پیگیری خودش تولدش رو با پرند برگزار کرد وگرنه توی حال و هوای این روزها، حسابی شرمنده اش می شدیم.

شرایط مهیجی را داریم پشت سر می گذاریم. این روزها به شدت مشغول تدارک مراسم د.هه ف.جر هستند. دیبا قراره که رهبر ارکستر یک گروه باشه و نوازندگان گروهش آهنگ ای ایران را بنوازند. یک تاتر هم قراره که بازی کنه. پرند هم با یک گروه 9 نفره  تاتر اجرا می کنه. هر دو تا برای ط.رح ج.ابر از کلاسشون کاندید بودند و حالا یک رقابت تنگاتنگ داریم که کدوم طرح از مدرسه انتخاب میشه. حال و هوای قشنگی دارند دائم خاطرات اون سالهای خودم زنده میشه و بنابراین سعی می کنم با حداقل فشار کارهاشون رو انجام بدهند. حجم کارهای درسی و غیر درسی به شدت بالا و فرصتشون هم بسیار اندک هست و همگی با سرعت دو برابر داریم حرکت می کنیم. خدایا! تعطیلی نطلبیده می خواهیم.
به دیبا میگم: چرا توی جشن ساز نمی زنی؟ میگه میدون رو سپردم به جوانای جویای نام!!!!!!!

یک روز دوستان گروه تاتر پرند منزل ما بودند. تا غافل می شدم وروجکها ادای مدیر مدرسه را در می آوردند. پرند یک ملافه کشیده بود روی سرش و نشسته بود روی میز و می گفت خیلی بده که روی میز بنشینید ولی من چون پاهام درد داره روی میز می نشینم. بیچاره مدیر مهربون مدرسه .

اطلاعات عمومیشون هم به شدت در حال افزایش هست. مدتهاست که با ج.ن و ر.وح درگیریم. به ویژه این اطلاعات شبها و موقع خواب خودشون رو نشون می دهند!!!!! امیدوارم هرچه زودتر بتونم مدیریتش کنم.

ایام به کام

خداحافط  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

آورد حرز جان زخط مشکبار دوست

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٤/۱۱/۱۱ - مامان ديبا و پرند

باز امشب در اوج آسمانم

سلام

همچنان به انجام فعالیتهای جانبی از طرح ج.ابر تا ن.ویسنده کوچک و نمایش د.هه فجر مشغولیم. به امید خدا تمام هم نمیشه بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه!!!!! توی این مدت یک مسابقه موسیقی هم شرکت کردیم که در یک رقابت تنگاتنگ، رقیب شهرستانی برنده اعلام شد و از ما تقدیر شد. به نظرم برای گروهی با 35 تا وروجک 6 تا 15 ساله  که درجه ریشتری بالای 60 داشتند افتخار بزرگی بود.

تعطیلات آلودگی هوا هم امسال خیلی به کمک ما اومد و کلی از کارهای عقب افتاده را انجام دادیم. بازار تشکیل گروه و گرو کشی توی مدرسه هم به راه هست و کلی فان داریم. تمرینات کاراته هم فشرده تر شده و به کوب مشغول تمرین هستند تا بتوانند این طرف سال کمربند قهوه ای داشته باشند که البته بعید می دانم. اوایل دی ماه  یک سفر 5 روزه هم به مشهد داشتیم که عجیب چسبید و تولد آتریسا جون و امیرها را هم شرکت کردیم و کلی هم غزل خورون داشتیم و با انرژی مضاعف برگشتیم.

اواخر سال یک تغییر بزرگ در پیش داریم. دیبا علیرغم اینکه دایم در حال برنامه ریزی هست اما یکخورده نگران هست. امیدوارم همه چیز به خیر و خوشی پیش بره.

مراقب خودتون باشید. برای ما دعا کنید. ممنون که کنارمون هستید.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

حال دل با تو گفتنم هوس است

خبر دل شنفتنم هوس است

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٤/۱۱/٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند