Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

دوچرخه

سلام

خدا رو شکر با سعی و تلاش فراوان و دعای خیر پدر و مادر و هموطنان، دیبا و پرند موفق شدند اموزش دوچرخه سواری رو به خوبی پشت سر بگذارند و در پیستهای عمومی حرفی برای گفتن داشته باشند. 

این هفته تمام عصرها مشغول دوچرخه سواری داخل کوچه بودیم. چهارشنبه با آناهیدجون و مامان گلش پارک بودیم. 5 شنبه صبح نمایشگاه سالانه کارهای دستی بچه ها بود. ساعت 10 هم با خاله فیروزه، منصوره، مهشید و لیلا و نارگل و نگار و کیمیا رفتیم چیتگر. از ساعت 10.5 تا 2.5 بدون اغراق مشغول دوچرخه سواری بودند و یک دور هم کامل پیست رو رفتند که به نظرم رکورد خوبی بود. منهم توی اون فاصله به شدت مشغول خوردن خوراکیهای خوشمزه خاله فیروزه بودم . بالاخره یه وقت کالری کم نشه. 

از این هفته برنامه تمرین کنسرت دوباره شروع شده و در نتیجه جمعه ها هم مشغول شدیم. دیروز بعد از تمرین به دعوت یک دوست قدیمی رفتیم کافی شاپ و یاد ایام کردیم. در نتیجه به خاطر آخر هفته پرکارمون شنبه از 6 صبح مشغول انجام دادن تکالیف فراموش شده بودیم.

صبح ها تحت الحفظ سوار ماشین می شوند و می روند مدرسه و بعد از ظهر هم به همین ترتیب بر می گردیم خونه. این وسط وقتی بهم گفتند اسم بچه همسایه خونه بغلی که صبحها منتظر سرویسش هست دانیاله و کلاس سوم هم هست دوتا شاخ در آوردم!!!!!

به مناسبت روز معلم برای معلمهای بخش انگلیسی پرند قرار شد من پول جمع کنم و به همراه 6 تا همکلاسی بخش فارسی که توی انگلیسی هم هستند برای معلمشون هدیه بگیرم. برای دیبا مستقل عمل کردم. پرند به دیبا گفت خوش به حالت که خودت تنهایی هدیه دادی کاش منهم تنهایی هدیه می دادم. یادم باشه سال آینده تک رو باشم!!!

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی)

فال حافظ امروز

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند

نه هرکه آینه سازد سکندری داند

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩۳/٢/۱۳ - مامان ديبا و پرند

دو هفته گذشت

سلام

دوباره افتادیم روی دور تند . کلاسها و درسها و کارها داره به خوبی پیش میره. موسیقی داره لنگ لنگون جلو میره. یوگا هم فعلا تعطیل. این روزها دوچرخه سواری هم بهمون اضافه شده. روزی یک ساعت. خدا رو شکر همسایه ها یاری کردند و از ترس آسیب ندیدن ماشینهاشون پارکینگ را برایمون خلوت کردند. آموزشها تقریبا به پایان رسیده  و داریم تکملیلیها رو انجام میدیم. ملالی هم نبود به جز دوتا بدن کبود و یک دست باند پیچی شده که امیدوارم به زودی رفع بشه. چهارشنبه هم با باباجون عملیات سربالایی کوچه رو داشتند که موفقیت آمیز بود. طی هفته گذشته عروسی مائده جون رفتیم که با چهره ای کاملا ناشناس و دور از چشم بقیه همکارهای باباجون حسابی شیطونی کردیم. در بدو ورود هم هر دو نفر کلاه و کتشون رو بیرون اوردند . شانس اوردم که پیژامه براشون نبرده بودم وگرنه دامنهاشون هم بیرون می اومد. کلا حس کرده بودند خونه خودمونه!!!!!!! این هفته هم عمو احمد مهمان ما بودند که با کتابهای خوبی که برامون هدیه آوردند کلی دیبا و پرند سورپرایز شدند.  در هفته گشته دیبا موفق شد در مدرسه به خاطر آب بازی در زنگ تفریح به مدت دو زنگ تفریح جریمه بشه. هفته گذشته هم با معلم پرند جلسه داشتیم که باهامون خداحافظی کردند و گفتند آخرین جلسه امسال هست. حالا برای کلاس دوم نمی دونم چی میشه و معلم پرند که خواهد بود.فعلا داریم برای روز معلم آماده میشیم و برنامه های پایان دوره زبان.

توی یک اقدام هیجان انگیز و در یک روزی که کلی کار داشتم مقادیر متنابعی باقلا خریدم و در نتیجه با دخترها نشستیم به تمیز کردن. دیبا اون وسط پرسید اینها رو داریم تمیز می کنیم که بعدا به جای هل ازشون استفاده کنیم. با تعجب گفتم نه. گفت پس به جای پسته استفاده می شوند؟ این بچه تا حالا باقلا به چشمش هم نخورده بود.خدا رو شکر که توی خونه دید وگرنه توی مشهد دوباره آبرو برام نمی موند.لازم به ذکره که دیگه غذای مدرسه رو هم تحریم کردند و کلا هر روز از خونه غذا می برند.

برای روز مادر دوتا بلوز کادو گرفتم به همراه یک جعبه پر از شیرینی و با این توضیح که چون از بلوزها خیلی خوشمون اومد این شیرینیها رو گرفتیم که بخوری و چاق بشی و بلوزها اندازه ات نباشه و ما خودمون بپوشیمشون!!!!!!!!! ( امسال برای اولین بار به کمد لباسهای مامانم پاتک زدم و چه زود نتیجه اش رو دیدم!!!!!!!!!!)

پرند ظ رو یاد گرفت و گفت چون نوشتن اسمت رو یاد گرفتم باید برای دوستهام شیرینی ببرم ما هم که آماده!!!!!!!!!!!(چنین خانواده خجسته ای هستیم ما)

دیبا اینجا رو پیدا کرده و حالا شبها قبل از خواب دوست داره که خاطرات کودکیش رو بخونیم و با هم بخندیم.

خودم نوشت: یادم باشه به خاطر وضعیت موجود ناشکری نکنم. شاید فردا به شیرینی امروز نباشه.

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش

معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩۳/٢/٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند