Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

نجات تدی

سلام

در ادامه عملیات دزدان دریایی، دیروز بچه های کلاس سیب ( اون دوم دیگه) اومده بودند و از کلاس بلوط ( کلاس دیبا) یه دونه تدی که مراقبشون هست!!! رو دزدیده بودند و به جاش یه نقشه گذاشته بودند که تدی رو کجا بردند. بچه های بلوط هم در جهت نقشه رفته بودند و  تدی رو نجات داده بودند. نکته جالب معلم کلاس سیب هست که به امید خدا 3 هفته دیگه دومین بچه اش دنیا میاد و من فکر کنم اخرش این همه سرحال بودنش رو چشم بزنم  که هنوز داره میاد مدرسه و اینقدر هم انرژی به خرج میده !!!!!!چون واقعا کار معلمهاشون خیلی انرژی بر هست.

به دیبا گفتم میدونی ب.فرمایین ش.م توی لندن برگزار میشه؟ دیبا گفت جدی میگی؟ گفتم اره . نظرت چیه که اونجا شرکت کنم؟ گفت اصلا این کار رو نکن . چون میری یه عالمه زحمت میکشی و کلی خارت و خورت !!! درست می کنی بعد اونها میان و بهت 1 میدن اعصابت به هم می ریزه!!!!!!!!!

پرند توی خیابون داشت راه می رفت یه سگ اومد طرفش. فردا داشت دوباره توی همون مسیر می رفت پ.ی پ.ی سگ دید. با ناراحتی گفت مامان میشه برگردیم ایران اونجا حداقل دیگه سگ نبود که ناراحتمون کنه.

دیبا برای این ترم و ترم بعد توی دوتا کلوپ ثبت نام شده اولیش روزهای دوشنبه و توی موقع ناهار هست با عنوان بدنسازی که شامل دو میدانی – ر.قص و کاراته هست . معلم این کلوپ مدیر مدرسه هست!!!!!!!!!!!! کلوپ بعدی چهارشنبه ها و بعد از وقت مدرسه برگزار میشه و کامپیوتر هست که معلمش یکی از معلمهای مدرسه هست . از دوشنبه این هفته کلوپها برگزار شد. امیدوارم خوشش بیاد. در ضمن 3 شنبه و 5 شنبه هم توی وقت ناهار کلوپ کتابخونه برگزار میشه که اختصاصا بهش گفتم شرکت کنه.!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پرند نمره های آزمونهای ماه ژانویه رو آورده بود. ریاضی از 34 شده بود 34 و فونیکس رو از 67 شده بود 48. میس سروی گفت نمراتش به مراتب از بچه های اینجایی بهتر بوده و  جزء نفرات برتر کلاس بوده. اشکالاتش هم خیلی جالب بود n و o رو کلا نشناخته بود!!!! جالبه که این دوتا توی اسم و فامیلش هستند. البته qو w v رو هم اشکال داشت. کل اشکالاتش روی شناخت اسم و صدای حروف بود. توی بخش ریتمیکها و شناسایی کلمات نمره کامل گرفته بود. امتیازات تکالیفش هم نسبت به بچه های دیگه خیلی خوب بود. با توجه به اینکه ترم اول رو فقط یک هفته رفته بود. خدا رو شکر.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی )

فال حافظ امروز

هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی

که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ - مامان ديبا و پرند

pirate Biba

سلام

موضوع کاری این ترم دیبا دزد دریایی هست ( ترم قبل در مورد اقیانوس بود) . و دارند به شدت روی این موضوع کار می کنند که بتونند برای اخر ترم کار خوبی داشته باشند. گفت که قراره یه فروشگاه دزد دریایی راه اندازی کنند و هر کسی ایده داده که توی فروشگاه چه چیزهایی باشه. هر کدوم از دزدان دریایی یه اسم برای خودشون انتخاب کردند دیبا پایرت بیبا  ( pirate Biba)هست. تازه در موقع حضور و غیاب هم معلمشون با این اسامی صداشون میزنه . اینها هم در جوابش بر خلاف گذشته که می گفتند گودمورنینگ میسیز بنت، باید بگن هایا کاپیتان بلک بنت. دیروز پوستر wanted رو برای خودشون درست کردند و امروز هم نقشه گنج  (treasure map)کشیده بودند.با این موضوع کلی کارهای نقاشی و بنویسیم و ... رو انجام می دهند که واقعا جالبه.

توی دفتر روزانه شون باید خودشون رو معرفی می کردند. معرفی دیبا خیلی جالب بود. من الان دوتا از معروفترین دزدهای دریایی رو می شناسم بلک برد و جک پاویرز  و هر شب کلی در خصوص فضایل اخلاقی این دوستان کسب علم می کنم. چون مرتب توی اینترنت باید در موردشون اطلاعات بگیریم و از این کارها. حالا توی این هاگیر و واگیر امروز موهای دیبا رو دوگوشی بستم و جلوی موهاش هم سنجاق زدم. به محض اینکه توی کلاس کلاهش رو برداشت یه دفعه پسرها شون گفتند اوه دیبا!!!!! دیبا کلی قرمز شد و نفهمید چطوری کشهای موهاشو باز کرد و گفت مامان اینها رو بگیر همون سنجاقها کافیه!!!!!!!!!!!!!!!البته آخر وقت که رفتم سراغش سنجاقها هم از روی موهاش ناپدید شده بودند و گفت نمیدونم کجا از روی سرم کنده شدند!!!!!!!!!!!!!

دیروز که رفتم سراغشون رابی اومد و برای من یه توضیحاتی داد که من از بین حرفهاش فقط متوجه دیبا شدم !!!!!رفتم داخل کلاس و میسیز میور که روزهای جمعه معلمشون هست گفت که دیبا امروز به بچه ها یاد داده که با کاغذ کشتی بسازند و بچه ها هم کلی خوششون اومده بود. روی میز کارشون مقادیر متنابهی کشتی کاغذی در رنگهای مختلف بود که بگذارند داخل فروشگاه.

پرند چهارشنبه نرفت مدرسه. چون شب قبلش خیلی سرفه می کرد و کلا روبه راه نبود. صبح بهش گفتم دیشب خیلی بد خوابیدی توی خواب هم همش حرف می زدی. یه خورده فکر کرد و گفت اخه کاهوس دیدم. امروز که رفتم دنبالش میس سروی گفت امروز پرند مثل همیشه نبود . خیلی غمگین و کسل بود  و اصلا هم نمی خندید ولی  پرند گفت که امروز خیلی روز خوبی بوده چون میس هلن بهمون اجازه داد که روی زمین!!!!! هر چقدر که می خواستیم بخوابیم پرسیدم اون وقت کجا خوابیدین؟ گفت همونجایی که می نشینیم و درسهامون رو گوش می کنیم  لازم به توضیح نیست که اینها کف کلاسشون موکت هست و با کفش میرن و روی موکت می نشینند!!!!

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

گر زدست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

ورزهندوی شما بر ما جفایی رفت رفت

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ - مامان ديبا و پرند

عین خارج

سلام

دیبا گفت مامان میدونی ما بریم مشهد چقدر busy هستیم!!! گفتم چرا/ گفت چون باید تخم مرغها رو decorate کنیم و خاله سمیرا و خاله لیلی هم باید برن دنبال present واسه بچه ها و تو و مامان جان و خاله مریم هم هی برین توی اشپزخونه کار کنید برای اومدن مهمونها!!!!!!!!!!!!!!!!!! بابا جون گفت ما هم که دیزی هستیم دیگه. بعد دیبا با تعجب پرسید دیزی به فارسی یعنی چی؟؟؟؟؟

پرند برگشته میگه مامان این خفاشه رو ببین upside down ایستاده . ما هم توی مدرسه همیشه توی پلی تایم play time روی میله ها اینطوری هستیم.

بچه ها توی مدرسه یه معلم مخصوص ناشنوایان دارند که توی مراسم مختلف هم میاد و به زبان اشاره مطالب رو بیان می کنه. توی برنامه کودک هم همیشه یه نفر مخصوص ناشنوایان هست. حالا پرند هم کلی یاد گرفته. اون روز می گفت این برنامه جاستین خیلی خوبه ادم هم انگلیسی یاد می گیره هم ناشنوایان. و به باباجون هم پیشنهاد کرد که روزها توی خونه بمونه و این برنامه رو  تماشا کنه که زبانش خوب بشه. البته به نظرم پیشرفت پرند در بخش ناشنوایان خیلی بیشتر بوده !!!!!!!!!!!!

پرند گفت اون روز داشتم با جویسی شوخی می کردم بهش گفتم good boy!!!! اونهم می خندید و می گفت I’m not boy فعلا تکیه کلام  پسر خوب با شدت و به دو زبان فارسی و انگلیسی ادامه داره!!!!!!!!!!!!!

غذای مورد علاقه این روزهای دیبا ، پلو با خطهای ماکارونی ( رشته پلو) هست .

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

خستگان رو چوطلب باشد و قوت نبود

گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٠/۱٠/٢٠ - مامان ديبا و پرند

زن بودن

سلام

پرند گفت میشه صبح که خواستیم بریم مدرسه ر.ژ لب ( منظور همان مرطوب کننده است) نزنی؟؟؟؟؟؟ پرسیدم چرا؟؟؟ ( اخه اصلا راه نداره کله صبح که دارم داد می زنم زود باشین بدوین با روسری کج و قیافه پریشون حتما باید ر.ژ بزنم !!!!!!) گفت آخه وقتی می خواهی با من خداحافظی کنی و منو می بوسی ممکنه صورتم قرمز بشه و همه فکر کنند من زن هستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیبا گفت مامان امروز توی مدرسه حالم به هم خورد. با تعجب پرسیدم چرا/ گفت یکی از همکلاسیهامون رفته بود د.ستشویی. بعد اونجا که اب نیست که بدنش رو بشوره ، همونجوری شلوارش رو کشیده بالا . بعد تغذیه مون کشمش بود کشمش رو از توی جیب پشت شلوارش در اورد و خورد!!!!!!!!!!!!!!!!

در راستای خوش غذایی پرند خانوم ، طی نطق غرایی و پس اینکه دوبار کل محتویات معده شون رو در حین غذا خوردن بالا اوردند فرمودند توی این سوپ خط مرغ داره من نمی خورم!!!!!!!!!!!!!! ( دیگه نمیگم که  مرغها تا چه حدی ریز شده بودند )

از چهارشنبه ترم جدید شروع شده. بساط سال نو مبارک هم به شیوه خودمون برقرار بود. از همه جالبتر صبحها هست که داریم میریم مدرسه توی راهمون پرنده ها روی درختها اواز می خونند. وسط زمستون بدجوری حال و هوای عید خودمون هست. جالبتر اینکه درختها هم شکوفه دارند.

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

به جان پیر خرابات و حق نعمت او

که نیست در سر من جز هوای خدمت او

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ - مامان ديبا و پرند

غمخوار

سلام

پرند از توی اتاق گفت کتابمو میاری؟ گفتم کدوم کتابت؟ گفت اونکه هورسی هست!!!!!!!!!! گفتم یعنی چه رنگیه؟ گفت رنگش یادم نیست ولی روش عکس HORSE داره!!!!!!!!!!!!!!!!

موقع خواب داشتم می گفتم که یکی بود یکی نبود توی یه جنگل دور یه عالمه حیوان بودند که همگی با هم دوست بودند یار بودند. رفیق و غمخوار بودند. پرند پرسید غمخوار یعنی چی؟ دیبا گفت یعنی وقتی یکیشون غمگین بود بقیه خودشون رو می خاروندند!!!!!!!!!!!!!!!!

پرند از خواب بیدار شده بود و خوابش نمی برد. من خودم رو زدم به خواب. باباجون از سروصدای پرند بیدار شد و تا اومد از اتاق بره بیرون پرند پرسید کجا میری؟ گفت میرم د.ستشویی. پرند گفت یه لحظه صبر کن مامان رو بیدار کنم بیاد بشوردت!!!! باباجون گفت خودم یه کاریش می کنم. پرند گفت پس پسر خوبی باش!!!!!!!!!! باباجون هم گفت چشم. خوب نتیجه اینکه نتونستم خودم رو کنترل کنم و خندیدم و پرند فهمید که بیدار شدم و بدین ترتیب خواب صبحگاهی آخرین روز تعطیلات هم بر باد فنا رفت. از فردا ترم سوم شروع میشه و ما مجدد در خدمت مدرسه خواهیم بود.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

دی پیر می فروش که ذکرش به یاد باد

گفتا شراب نوش و غم دل ببر زیاد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ - مامان ديبا و پرند

باربی

سلام

پرند نشسته بود و داشت موهای باربیشو شونه می کرد. بابا جون بهش گفت نمیشه منهم به جای باربی باشم؟ پرند یه نگاه انداخت و گفت نه نمیشه. باباجون گفت چرا؟ پرند گفت آخه تو که می می ( س.ینه) هات گنده نیست!!!!!!!!!!

به دیبا گفتم تا تکلیفت رو انجام ندادی از اتاق نمیایی بیرون . به پرند هم یه سرمشق دادم و گفتم تو هم بشین و بنویس.  بعد از 10 دقیقه رفتم دیدم که دیبا وسایلش رو جمع کرده و به دقت داره تمرینهای پرند رو انجام میده!!!! گفتم چرا؟ پرند گفت دستم ریشه داده نمی تونم مداد رو بگیرم دستم و دیبا داره کارهای من رو انجام میده!!!!!!!!!!!!!! یه نعره زدم سر دیبا و گفتم کارهای خودت رو انجام بده. دوباره اومدم بیرون و بعد از 10 دقیقه رفتم و دیدم پرند کتاب دیبا رو برداشته و داره تکالیف دیبا رو انجام  میده!!!!!!!! گفتم دستت خوب شد؟؟؟؟؟  گفت آره. موقع نوشتن تکلیفهای خودم اذیت می کنه ولی موقع رنگ آمیزی کتاب دیبا میره قایم میشه و کاری به کارم نداره!!!!!!!!!!!!!!

دیبا گفت که چون ما هر کدوم از خریدهای اون یکی خوشمون اومده برای تولد من قرار گذاشتیم که دیگه زیاد فکر نکنیم من همین کادوهای پرند رو دوباره می گیرم و اون هم مال من رو !!!!!!

خودم نوشت: به همت یک دوست خیلی خوب امروز عکس بچه ها توی برنامه ابرنگ نمایش داده شد. تکرار برنامه ساعت 8 شب و شبکه جام جم 2 هست. ممنونم فاطمه عزیز.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند

همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ - مامان ديبا و پرند

مقایسه

سلام

پرند به باباجون گفت تو هم که مثل انگلیسیها چپه شدی!!!! باباجون گفت چرا؟ پرند گفت چون صبحها که هوا سرده هیتر برقی رو خاموش می کنی شبها که هوا گرمه هیتر رو روشن می کنی!!!!! ( توی خونه یه سیستم کنترل نصب هست که در طول شب دمای بویلر رو روی 7 درجه !!!! می بره ولی در طول روز تا روی 18 می رسونه و دوباره از 11 شب کم می کنه البته ما همون روز دوم کلا سیستم رو از حالت اتومات خارج کردیم و گذاشتیم روی 22 درجه ولی شبها میگذاریم روی 18 و هیتر برقی رو میگذاریم تا هر وقت حس کرد هوا سرده خودش روشن بشه)

دیبا گفت که چقدر امسال خوبه که اینجا هستیم. چون دوبار سال جدید داریم و ( فکر می کنه بعد از کریسمس یه بار و بعد از بهار هم یه بار سال جدید میشه) من دوبار تولدم میشه و دوسال بزرگ میشم حالا سال آینده هم بیاییم که دوسال بزرگتر بشم و همسن نسیم بشم.

پرند طبق معمول توی د .ستشویی پرسید میدونی فرق بارون و ج.یش چیه؟ گفتم نه . چیه؟ گفت بارون اولش آرومه بعد تند میشه ولی ج.یش اوش تنده بعد آروم میشه و در ادامه این کشف علمی گفت که پ.ی .پ.ی هم مثل بارون می مونه!!!!!!!!!!!

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

هجران بلای ما شد یارب بلا بگردان

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٠/۱٠/٦ - مامان ديبا و پرند

تقدیرنامه

سلام

همینطوری یک هفته از تعطیلات گذشت. بچه ها حسابی مشغول بازی و تفریح هسند. البته یک ساعت صبح و یک ساعت بعد از ظهر هم مشغول درس خوندن هستند. دیبا گفت که می خواهد کارهاشو اینجا انجام بده که توی تعطیلات عید با بچه ها حسابی خوش بگذرونند.

دیبا و خریدهاش

 

پرند و خریدهاش

این وسایل هم فقط وقتی که رسیدیم خونه قابل روئت بودند .چون بچه ها به سرعت از ته کمد کوله های سفرشون رو دراوردند و اینها رو ریختند اون تو که وقتی خواستند برگردند ایران زیاد وقتشون گرفته نشه و وسایلشون جمع باشه. هرچی بهشون میگیم خوب برین با وسایلتون بازی کنید زیر بار نمی روند.( البته با این سرعتی که زمان داره میگذره فکر کنم چیزی به برگشتن نمونده باشه!!!!)

مامان نارگل و نگار داشت با پرند صحبت می کرد بهش گفت چندساله شدی؟پرند گفت 6 ساله. خاله گفت چرا چاخان می کنی تو که 5 ساله شدی؟ پرند دیگه نتونست به صحبتش ادامه بده و با کمال ناباوری از من پرسید من الان چندسالمه ؟ گفتم با خاله صحبت کن من بعدا توضیح میدم . ولی به حدی باورهاش به هم ریخته بود که دیگه نتونست ادامه بده و فقط خداحافظی کرد.

دیبا توی نوشتن تقدیر نامه گرفت. معلمش نمونه کارهاشو بهم نشون داد و مقایسه کرد با بچه هایی که مدت بیشتری اینجا بودند . توی جمله سازی خیلی خوب راه افتاده بود و نمونه غلطهاش هم چیزهایی بود که واقعا نیاز به تمرین بیشتر دارند مثلا برای getting  یک t گذاشته بود و برای fridge  هم d نگذاشته بود.

خاحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم

زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳٩٠/۱٠/۳ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند